Saturday, November 5, 2016
Friday, November 4, 2016
چه کسی آرشیو تلویزیون ایران را را به «من و تو» داد ؟
چه کسی آرشیو تلویزیون ایران را را به «من و تو» داد ؟
----
فساد اداری و غارت منابع مالی تلویزیون دولتی جمهوری اسلامی. تسویه حساب رسانهای با مخالفان دولت وارد مرحله تازهای شد. اینبار پای شبکه «من و تو» هم به میان آمد. دعوا اما بر سر دو مستند سپاه است که پیش از برجام در ضدیت با دولت روحانی به نمایش درآمد
پس از انتشار نامه افشاگرانه امیر تاجیک، مدیرکل شبکه مستند تلویزیون دولتی ایران در پاسخ به انتقادات عزتالله ضرغامی از حذف برخی شبکههای راهاندازی شده در زمان او و بازتاب گسترده این نامه در برخی رسانههای نزدیک به دولت حسن روحانی، گفته میشود که مدیرکل پیشین آرشیو سازمان صدا و سیما، بخشی از آرشیو تلویزیون دولتی ایران را به شبکه تلویزیونی «من و تو» فروخته است. این شخص معمم حجتالاسلام حسین محمدیان نام دارد
ادامهٔ مطلب از رادیو زمانه:
http://www.radiozamaneh.com/274168
----
فساد اداری و غارت منابع مالی تلویزیون دولتی جمهوری اسلامی. تسویه حساب رسانهای با مخالفان دولت وارد مرحله تازهای شد. اینبار پای شبکه «من و تو» هم به میان آمد. دعوا اما بر سر دو مستند سپاه است که پیش از برجام در ضدیت با دولت روحانی به نمایش درآمد
پس از انتشار نامه افشاگرانه امیر تاجیک، مدیرکل شبکه مستند تلویزیون دولتی ایران در پاسخ به انتقادات عزتالله ضرغامی از حذف برخی شبکههای راهاندازی شده در زمان او و بازتاب گسترده این نامه در برخی رسانههای نزدیک به دولت حسن روحانی، گفته میشود که مدیرکل پیشین آرشیو سازمان صدا و سیما، بخشی از آرشیو تلویزیون دولتی ایران را به شبکه تلویزیونی «من و تو» فروخته است. این شخص معمم حجتالاسلام حسین محمدیان نام دارد
ادامهٔ مطلب از رادیو زمانه:
http://www.radiozamaneh.com/274168
اعتراض در بازی فوتبال رشت برای جلوگیری از اعدام یک جوان
پدر یک زندانی جوان محکوم به اعدام برای جلوگیری از اعدام فرزندش از هموطنان استمداد می طلبد.
عارف علی نسب که سه سال پیش درانزلی مرتکب قتل شده ٫محکوم به قصاص است. و قرار است روز شنبه حکم اعدام او به اجرا دربیاید. در همین رابطه دوستان عارف در بازی فوتبال ملوان رشت در اعتراض به اعدام وی یک بنری تهیه کردند و خواستار لغو مجازات اعدام او شدند.
همچنین پدر زندانی متهم به قتل ٫عارف علی نسب که فرزندش روز شنبه اعدام خواهد شد٫از هموطنان درخواست کمک و حمایت برای جلوگیری از قصاص فرزندش را دارد.
به موجب قانون ضد انسانی قصاص ٫روزانه قتل و کشتار به صورت سیستماتیک در زندانهای ایران جریان دارد.این هموطن با گرفتن عکس فرزند جوانش درخواست یاری و کمک از هموطنان برای نجات جان فرزندش را دارد.
بعد از آزادی.......
بعد از آزادی
گلرخ و آرش سکوت نکردند ....به تماشا ننشستند ...
صدا بودند... فریاد بودند .........طوفان بودند ....صدا ی تمام زندانیان سیاسی و عقیدتی بودند
صدایشان باشیم !
*
گلرخ می نویسد:
چشمان ما سالهاست که بی فروغ شده است زینب جان.
ما پیش از آنکه تو چشمان ت را برای همیشه از دست بدهی نابینا شده ایم و عصای شکسته ای در دست در بیراهه های این برهوت بی انسانیت سرگردانیم.
عجیب نیست که چرا کسی از سالهای حبس ت که به ده سال نزدیک می شود و بی حتا یک روز مرخصی به بند کشیده شده ای، کلامی بر زبان نمی آورد.
اینجا کسی پیگیر چشمان کم سوی تو نیست. کسی دلتنگی های تو را نمی فهمد. کسی نمیداند سالها زیر حکم اعدام بودی و حالا محکوم به حبس ابد شده ای و چشمانت میرود که برای همیشه بسته شود تا نبینی که چه ناپاک مردمانی هستیم ما که حتا نپرسیدیم چرا زینبی که هرگز اتهاماتش را حتا زیر سخت ترین شکنجه ها نیز نپذیرفت همچنان در بند است؟
ما عبوس مردمانی خرفت هستیم که سر در گریبان فرو برده ایم و با نگاهی دریده از کنار دردهای هم گذر می کنیم.
ما را چه به چشمان زیبای زینب که از جهل ما و از بی دادگری ما و از بی مسئولیتی ما میرود که برای همیشه بسته شود.
ما سر مست از عربده های مستانه ی خود امروز را به فردا و فردا را به فردایی دیگر پیوند میزنیم و آن چیزی که هرگز برایمان پشیزی، پشیزی و پشیزی ارزش ندارد انسانیت است و اخلاق و سوی چشمان زیبای تو.
زینب جلالیان دارد کور میشود.
زینب جلالیان نزدیک به ده سال است که در مخوف ترین زندانها زیر سخت ترین شکنجه ها قرار گرفته و هرگز اتهامات دیکته شده ی بازجویان در مورد خود را نپذیرفت.
زینب جلالیان نیاز به مداوای چشمانش دارد و از اعزام وی جهت مداوا ممانعت به عمل میآید.
نام زینب جلالیان در بسیاری از لیست های زنان زندانی دیده نمی شود و با بی شرافتی تمام از او که تنها زندانی سیاسی زن محکوم به حبس ابد در ایران میباشد نامی برده نمی شود.
مبادا زینب نیز شهرام دیگری شود که ساعاتی پس از مرگ دلخراشش فعالین حقوق بشری به یادش افتادند.
اوج بی شرافتی زمانی خواهد بود که در برابر دردهای زینب سکوت کنیم و زمانی که نابینا شد از چشمان بی فروغ ش گزارش ها بنویسیم و فریاد وا مصیبتا سر دهیم.
#زینب_جلالیان زندانی بیمار، بی حق اعزام به بیمارستان، بی حق مرخصی و محکوم به #حبس_ابد.
Thursday, November 3, 2016
Wednesday, November 2, 2016
Tuesday, November 1, 2016
ادامه افشاگری درباره تجاوزهای جنسی؛ این بار در جبهه!
او در روزهای گذشته با انتشار عکسی از خود در خط مقدم جبهه حکم شکایت از فرد متجاوز و عدم پیگیری مسئولان قوه قضائیه را پس از گذشت دو دهه از پایان جنگ، رسانهای کرده است. این فرد با پوشیدن یک کفن نمادین که بر روی آن نوشته شده «اشتباه کردم در ۱۴ سالگی به جنگ رفتم»، بنری با این مضمون به دست گرفته است: «۱۴ ساله بودم که در جبهه مورد آزار جنسی قرار گرفتم. آن زمان مدیر کل بیلیاقت اطلاعات کجا بود؟!»
Subscribe to:
Comments (Atom)




