فیلم ناتمامی برای دخترم سمیه» داستان زندگی مصطفی محمدی، مردی است که پس از اعدام یکی از بستگان همسرش٬ در دهه هفتاد از ایران خارج میشود. او برای سهولت پروسه پناهندگی٬ کیس (مجاهدین خلق ) را انتخاب میکند و از آن پس٬ به دلیلی دینی که به سازمان احساس میکند٬ در کشور کانادا به عنوان یکی از هواداران این سازمان فعالیت میکند. اما مشکل از جایی آغاز میشود که ...
Sunday, August 17, 2014
Saturday, August 16, 2014
بزرگ شديم و فهميديم كه دارو آبميوه نبود!
بزرگ شديم و فهميديم كه دارو آبميوه نبود!
بزرگ شديم و فهميديم بابابزرگ ديگر هيچگاه باز نخواهد گشت، آنطور كه مادر گفته بود!
بزرگ شديم و فهميديم چيزهايی ترسناك تر از تاريكی هم هست...
بزرگ شديم...
به اندازه ای كه فهميديم پشت هر خنده ی مادر هزار گريه بود!
و پشت هر قدرت پدر يك بيماری نهفته...
بزرگ شديم و يافتيم كه مشكلاتمون ديگر در حد يك شكلات، يك لباس يا كيف نيست...
و اين كه ديگر دستهايمان را برای عبور از جاده نخواهند گرفت و يا حتی برای عبور از پيج و خم های زندگی!!!
بزرگ شديم و فهميديم كه اين تنها ما نبوديم كه بزرگ شديم، بلكه والدين ماهم همراه با ما بزرگ شده اند و چيزی نمانده كه بروند!
و يا هم اكنون رفته اند...
خيلي بزرگ شديم وقتی فهميديم سخت گيري مادر عشق بود
غضبش عشق بود
و تنبيه اش عشق...
خيلی بزرگ شديم وقتی فهميديم پشت لبخند پدر خميدگی قامت اوست!
عجيب دنيايی ست
و عجيب تر از دنيا چيست و چه كوتاه ست عمر
Friday, August 15, 2014
Thursday, August 14, 2014
Subscribe to:
Comments (Atom)
