Thursday, May 29, 2025

من قبلا ندیده بودم همایون شجریان، در اثری به این اندازه post modern ، کلاسیک بخواند. شجریان با گیتار! ولی از آن جالبتر، انتخاب شعری از فروغ بود که به روشنی، ارتباط عاطفی او و ابراهیم گلستان را توصیف میکرد. و انتخاب هنرپیشه ای که بی شباهت با فروغ نباشد، و‌ نمایش فیلمی واقعی از فروغ و‌ پسرش در یک صحنه، و‌ پسر بچه ای که در صحنه های بعدی، در نقش فرزند فروغ بازی میکند، بسیار جالب بود. رقص شاعر در کنار تخت خوابی با روتختی قرمز، در حالی که شعله ور است، کنایه ای فوق العاده از رابطه ی عاشقانه ی فروغ و‌گلستان است و عشقی که به اعتراف خود فروغ در اشعارش، مُهر گناه بر آن خورده است. بازی با ساعت شنی، که اشاره به کوتاهی عمر و از دست رفتن فرصتها دارد، هم آنچه خود فروغ در شعرش به آن اشاره کرده، و‌ هم اشاره ایست از سوی کارگردان، به عمر کوتاه فروغ. همکاری شجربان با کاری به این درجه متناقض با موسیقی کلاسیک پارسی، تکان دهنده ست. هر چه فکر میکنم که اگر شجریانِ پدر زنده بود، تائید میکرد یا نه، نمیتوانم مطمئن باشم. با این وجود، امیدوارم که، تائیدش می کرد. حتما که همایون هم، همین امید را دارد!


 

No comments: