یکی از بزرگترین نمادهای گسترش فقر مردم ایران، شهر موشکی در اعماق جنوب غربی یزد است. با سیستم مترو برای موشکهای بالستیک در دل صخرههای عظیم گرانیتی.
ریلهای خودکار، تردد کلاهکها و پرتابگرها را بین سالنهای مونتاژ، انبارها و حدود ۱۰ درب خروجی انفجاری، به عهده دارند.
موشک از عمق ۵۰۰ متری، سوار ریل، به سطح میآید. پرتاب میشود و قبل از اینکه بمبافکنها لانچر را بزنند، به اعماق برمیگردد.
پورتالهای شهر اتوماتیک موشکی فروریخته. تهویهها و تاسیسات سطح زمین تخریبشده. اما زیرساختهای نامرئی، دستنخورده مانده.
هر موشکپرانی، از یک خروجی جداگانه است. هر دروازهای که تخریب شود، ریل در راهآهن زیرزمینی به مسیر دیگری تغییر میکند.
با تخریب هر دروازه، سپاه آن را با خاک و بتن پر میکند تا پس از توقف بمباران، مجدداً حفاری و بازگشایی کند.
حالا نیمی از زیرساخت گرانترین شهر ایران، نابود شده. ۵۰ درصدش مانده چون هیچ بمبی نمیتواند از دل گرانیت {که قبل از پیدایش پستانداران شکل گرفته}، ۵۰۰ متر نفوذ کند. یعنی ۱۲ برابر حداکثر عمق نفوذ سلاح.
این جنایت گرانبها، فقط ثروت مادی ایران را نبلعیده و لایههای ویرانگرِ دیگری هم دارد.
آب عظیمی که برای احداث شهر موشکی مصرف شده، سالها به دروغ، به کشاورزان یزدی نسبت داده شده و مردم دو استان را مقابل هم قرار داده.
خشکیدگی، نابودی سفرههای آب زیرزمینی و فرونشست زمین، بخشی از هزینههایی است که شهر شیطانی، به ایران تحمیل کرده تا به تدریج، اصفهان را غیر قابل سکونت کند.
متخصصین محیط زیست در دهه ۹۰، فروپاشی اکوسیستم، تخریب زیستگاه و بومکُشی را دریافتند.
آنها از طریق دوربینهای استتار شدهٔ تلهای که برای پایش حیات وحش، سرشماری گونهها، و حفاظت از مناطق طبیعی بکار میرود، همه چیز را دیدند.
به طور گسترده بازداشت، شکنجه و به جاسوسی متهم شدند. کاووس سیدامامی هم جانش را از دست داد.

No comments:
Post a Comment