با نگاهی به آنچه امروز در اسپانیا میگذرد، از اعتراضات در سوریا گرفته تا خشم کشاورزان در سراسر حومه شهر بر سر توافق مرکوسور، چیزی عمیقاً اشتباه در حال آشکار شدن است. وقتی کشاورزان تراکتورهای خود را به خیابانها میآورند، آنها رادیکال نیستند، بلکه ستون فقرات ملتی هستند که سعی در شنیده شدن دارند. بسیاری از آنها میترسند که باز کردن بازارهای اروپا به روی واردات عظیم کشاورزی از مرکوسور، کشاورزی محلی را که در حال حاضر تحت فشار مقررات، محدودیتها و افزایش هزینهها در حال خفه شدن است، نابود کند. به نظر میرسد که دولت مادرید بیشتر مایل است حومه اسپانیا را فدا کند تا از آن دفاع کند.
در عین حال، اسپانیا در جنجالهای سیاسی و رسواییهای فساد پیرامون چهرههای نزدیک به دولت سانچز غرق شده است و اعتماد شهروندان عادی را که به طور فزایندهای احساس جدایی از صاحبان قدرت میکنند، از بین میبرد. و در حالی که به اسپانیاییها گفته میشود که کمربندهای خود را محکمتر ببندند و شاهد مبارزه بخش کشاورزی خود باشند، تناقضات ژئوپلیتیکی قابل توجه است. اسپانیا روابط تجاری خود را با رژیمهایی مانند ایران حفظ کرده و حتی اجازه صادرات مواد صنعتی به اصطلاح دو منظوره، فناوریهایی که میتوانند در صنایع غیرنظامی استفاده شوند اما میتوانند در بخشهای نظامی یا هستهای نیز به کار روند، را داده است. این مبالغ ممکن است زیاد نباشند، اما نمادگرایی آنها در جهانی که رژیم ایران به طور گسترده به سرکوب و بیثباتسازی متهم میشود، عمیقاً نگرانکننده است.
سپس سایه بلند ونزوئلا وجود دارد. جنجالهای پیرامون تماسهای بین مقامات اسپانیایی و چهرههای رژیم مادورو، تنها این تصور را تقویت کرده است که برخی شبکههای سیاسی در اسپانیا با دولتهای اقتدارگرا در خارج از کشور درگیر هستند، در حالی که اسپانیاییهای عادی در خانه احساس رها شدن میکنند.
از نظر من، این فقط مربوط به مرکوسور، مهاجرت یا ایدئولوژی نیست. این مربوط به حاکمیت و اولویتها است. ملتی که کشاورزان خود را تضعیف میکند، رسواییها را تحمل میکند و روابط اقتصادی مشکوک با رژیمها را حفظ میکند، در معرض خطر از دست دادن قطبنمای اخلاقی خود قرار دارد. وقتی کشاورزان اسپانیا قیام میکنند، آنها نه تنها از مزارع خود دفاع میکنند، بلکه از عزت و بقای خود کشور نیز دفاع میکنند.
No comments:
Post a Comment