Thursday, October 8, 2009

کشته شدن 58 شهروند کرد در تابستان امسال توسط نیروهای رژیم

Campaign to Stop the Execution of Iranian Kurdish Journalist, Please sign this petition !
http://www.petitiononline.com/mod_perl/signed.cgi?hamyaree



کشته شدن 58 شهروند کرد در تابستان امسال توسط نیروهای رژیم

در ادامه ی نقض سیستماتیک حقوق بشر در کردستان نیروهای سرکوبگر رژیم اسلامی طی سه ماه تابستان امسال 58 شهروند استان کردستان را کشته و ده ها تن دیگر را به ضرب گلوله زخمی کرده اند. برابر گزارش های رسیده، بر اثر تیراندازی ماموران رژیم اسلامی در مجموع 58 شهروند تنها در استان کردستان کشته و 28 تن دیگر زخمی گشته اند. بنابر این گزارشات شمار قابل توجهی از قربانیان مربوط به کسبه ی نوار مرزی کردستان ایران و هم میهنان کرد عراقی می باشند. از سوی دیگر در ظرف همین مدت 76 مورد بازداشت کوشندگان مدنی و مردم به اتهام سیاسی گزارش شده است که از میان این بازداشت شدگان 30 تن از آنان در بازداشتگاه های کوتاه مدت و بدون حق استفاده از وکیل به 6 ماه تا 25 سال حبس محکوم شده اند. همچنین در تابستان امسال شماری از هم میهنان کرد بر اثر انفجار مین جان خود را از دست داده اند که در مدت یاد شده کشته شدن 6 تن و زخمی شدن 4 تن بر اثر انفجار مین در نواحی مختلف استان کردستان گزارش شده است.

گفتنی است که آمار و ارقام یاد شده تنها در بر گیرنده آن دسته از قربانیان نقض حقوق بشر در کردستان است که توسط گزارشگران " کوردستان وکورد نیوز" ارسال شده است و کوردستان و کورد نیوز در تهیه ی این آمار از گزارش سایر رسانه ها و نهادهای حقوق بشری استفاده نکرده است که مسلما در صورت استفاده از منابع خبری موثق دیگر آمار قربانیان نقض حقوق بشر در این استان بسی فراتر از آمار تهیه شده توسط کوردستان و کورد نیوز می باشد. نام های کشته شدگان سه ماهه ی تابستان 1388:

1. شلیر خزری، دانشجو وساکن پیرانشهر

2. فرزاد جشنی، کارگر و ساکن ایلام

3. کیانوش آسا، دانشجو و ساکن کرمانشاه

4. کمال دهقانی، کشاورز و ساکن مریوان

5. کاوه بادگان، کاسبکار و ساکن مریوان

6. صالح رحیمی، کاسبکار و ساکن نودشه

7. علی مهرنیا، معلم و ساکن پیرانشهر

8. کویستان پاوه یی، مدنی و ساکن شوشمه از توابع پاوه

9. هیاس مهدیانی مدنی و ساکن شوشمه از توابع پاوه

10. توفیق شاکری، مدنی و ساکن شوشمه از توابع پاوه

11.محی الدین جلالی کاسبکار ساکن سلماس

12. انور اقبالی کاسبکار اهل سقز

13. لقمان بختیاری، مدنی ساکن بوکان

14. محمود رحمانی ساکن سلاس

15. رحیم محمودپور کاسبکار ساکن روستای گورنگه سردشت

16. شورش مهدی خانی فعال مذهبی ساکن سنندج

17. سراج موسی لو کاسبکار ساکن خوی

18. کمال محمود پور زندانی ساکن سقز

19. مامه خالدی کاسبکار ساکن سردشت

20. رحمان خدری رسو، کاسبکار ساکن روستای داوداوی سردشت

21. محمد ندیمی فعال سیاسی ساکن کامیاران

22. بهروز رضا نژاد فعال سیاسی و ساکن مریوان

23. حسین ابراهیمی کاسبکار ساکن بوکان

24. عبدالله فاطمی کاسبکار ساکن پیرانشهر

25. کریم بنگینی کاسبکار ساکن مهاباد

26. سلاح محمودی کاسبکار ساکن مریوان

27. دلیر گولزاری کاسبکار ساکن مریوان

28. اسد محمودی کاسبکار ساکن سلماس

29. عادل رسول قزلباش کاسبکار ساکن سلما

30. کریم بهرامی کاسبکار ساکن اشنویه

31. عباس عبدی پور کاسبکار ساکن بوکان

32. ادریس شیخه پور کاسبکار ساکن سردشت

33. سیروان مراد ویسی کاسبکار ساکن کامیاران

34. صالح خالدی کاسبکار ساکن مهاباد

35. عمر مصطفایی کاسبکار و ساکن پاوه

36. معروف کاسبکار ساکن پاوه که نام خانوادگی وی مشخص نشده است

37. سعید امینی ساکن بوکان

38. شفیع روستم جان کاسبکار ساکن منطقه ته رگه ور

39. امیر قادر پور کاسبکار و ساکن سردشت

40. شهرام عزیزی کاسبکار و ساکن سلماس

41. حسین محمدی کوشنده ی سیاسی ساکن سقز

42. مودریک سعیدی کوشنده ی سیاسی ساکن کامیاران

43. یوسف فقیهی کوشنده ی سیاسی ساکن سقز

44. محمد محمدی کوشنده ی سیاسی و ساکن کامیاران

45. بابک الماسی کوشنده ی سیاسی ساکن کامیاران

46. ازاد برایی کوشنده ی سیاسی ساکن سقز

47. سیف الله دنیایی کوشنده ی سیاسی ساکن سقز

48. رامین سادقی کوشنده ی سیاسی ساکن کامیاران

49. هیوا محمدی کوشنده ی سیاسی ساکن سنندج

گفتنی است که روز 11 تیر ماه چهار شهروند کرد در منطقه مریوان بر اثر انفجار مین جان خود را از دست دادند که هویت آنان شناسایی نشده است. همچنین 22 مرداد ماه دو شهروند کرمانشاهی بر اثر تیر اندازی نیروهای رژیم جان خود را از دست دادند که هویت آنان نیز برای شناسایی نشده است. از سوی دیگر یک شهروند کامیارانی نیز که همراه با سیروان مرادی ویسی و عمر مصطفایی در اتومبیل خود مورد تیراندازی قرار گرفت و کشته شد به سبب سوختگی بیش از حد هویت وی قابل شناسایی نبود. یک شهروند مریوانی نیز روز 25 شهریورماه بر اثر تیر اندازی ماموران رژیم اسلامی و روز 11 شهریور یک شهروند کرد ساکن اورمیه بر اثر ضرب و شتم ماموران جان خود را از دست دادند که دو تن نیز شناسایی نشده اند. از مجموع جان باختگان 3 تن از آنان دانشجو 11 تن کوشنده ی سیاسی و 34 تن دیگر از کسبه نوار مرزی بوده اند. همچنین 4 تن از این قربانیان در زندان اعدام شده اند و 6 تن دیگر نیز بر اثر انفجار مین جان خود را از دست داده اند. طی همین مدت 76 شهروند کرد به اتهام سیاسی توسط نیروهای امنیتی و اطلاعاتی بازداشت شده اند که از میان آنان تا کنون احکام سنگینی برای 30 تن از بازداشت شده گان صادر شده است. نام ها و احکام صادرشده:

1. شمس الله شادی ساکن سنندج 2 سال زندان

2. ساسان بابایی ساکن کامیاران یک سال

3. موسلم بهرامی ساکن مریوان یک سال

4. احمد احمدی ساکن مریوان یک سال

5. محمد حق مرادی ساکن مریوان یک سال

6. ابوبکر هوژبری ساکن مریوان 6 سال

7. هوشیار احمد ساکن مریوان 6 سال

8. بهمن سعیدی ساکن مریوان 6 سال

9. سیروان محمودی ساکن مریوان 6 سال

10. سیوان رحیمی ساکن مریوان 6 سال

11. جهانبخش احمدی ساکن مریوان 16 ماه

12. محمد مصطی نژاد ساکن پیرانشهر 6 ماه

13. محمد محمدی ساکن دیولان 3 سال و 5 ماه

14. زانا حقیانی شاکن بانه 2 سال حبس و تبعید

15. نیعمت الله صمدیان ساکن بانه یک سال

16. بورهان غسایی ساکن بانه یک سال

17. آرمان محمد پور ساکن بانه یک سال

18. لقمان روشنی ساکن بانه یک سال

19. انور فاروقی ساکن بانه یک سال

20. مصطفی ریزی ساکن اشنویه

21. وریا مروتی ساکن بیجار یک سال

22. محمد رئوف ساکن سنندج یک سال

23. حسین جنگلی ساکن اشنویه

24. وحید نبی زاده ساکن سالماس 25 سال

25. جهانگیر سهرابی ساکن جوانرود 5 سال

26. زبیروالی عالی ساکن جوانرود 8 سال

27. ستار منصوری ساکن جونرود 4سال

28. ساروان یوسفی ساکن جوانرود 2سال

29. پرویز فخری زاده ساکن جوانرود 2 سال

30. زبیر آقا لای ساکن وان 21 سال

یادآوری می شود، طی این مدت 28 تن از کاسبکاران مناطق مرزی به شدت زخمی گشته اند و بیشتر از 50 رأس اسب کاسبکاران که تنها وسیله ی کسب و امرار معاش آنان بوده است هدف گلوله قرار گرفته و کشته شده اند. هم اکنون 12 زندانی سیاسی و مدنی استان کردستان توسط دستگاه قضایی رژیم اسلامی به حکم اعدام محکوم شدند که عبارتند از:

1. فرزاد کمانگر

2. علی حیدریان

3. فرهاد وکیلی

4. شیرکو معارف

5. زینب جلایان

6. فسیح یاسمنی

7. رمضان احمدی

8. فرهاد چالش

9. روستم ارکیا

10. حبیب الله لطیفی

11. احسان فتاحیان

12. حسین خزری


Wednesday, October 7, 2009

ای خدا برسون چندتا پاسدار و ارتشی با غیرت تخم دار....!!!!!!


ای خدا برسون چندتا پاسدار و ارتشی با غیرت تخم دار
پس از گذشت چندماه دولت کودتا چنان وانمود میکند که انگار نه انگار صدها نفر کشته و تجاوزکرده و زندانی داریم .خود میبرد و رهبر میدوزد .انها فکر میکنند که دیگر همه چیز زیر کنترل است و پیروز شده اند در صورتی که این اتش زیر خاکستر دمار از روزگار انها در خواهد اورد .عده ای چاله میدانی پاسدار و اطلاعاتی بی سواد فکرمیکنند که میتوانند به این جوانان تحصیلکرده و با شعور پیروز شوند. این موج سبز که یک حرکت ازادیخواهانه است تمام حساب کتابهای ابر قدرتها را به هم زده و توجه جهانیان را به خود جلب کرده.این رژیم دیکتاتور کودتاچی با شکنجه و ازارمرم روی کار است به خدا اگر بچه ها بخواهند تمام این سیستم را میتوانند در یک چشم به هم زدن سرنگون کنند ولی چون اهل کشت و کشتار نیستنداین کار رانمیکنند. شاید بهترین راه این باشد که چند نفر پاسدار و ارتشی تخم دار با یک کودتای سریع این ٣٠ و٤٠ تا اخوند و رهبر را دستگیر کنند و در دادگاه عادلانه ملت ایران محاکمه شوند این بهترین و سریعترین راه بدون خون ریزی است در غیر اینصورت وای به حال این رژیم اگر مردم اصلحه هایشان را از زیر خاک بیرون کشند وای به حالتان اگر این جوانان مصلح شوند به قول عربهاو خودتان فاتحه

در آستانه روز جهانی کودک, هشت نو جوان در معرض خطر اعدام


در آستانه روز جهانی کودک و در آستانه روز جهانی علیه اعدام، رژیم جنایتکار و آدم کش جمهوری اسلامی قصد دارد جان 8 نوجوان را بگیرد.

بهنود شجاعي و صفر انگوتي در تهران٬ محمد رضا حدادي ٬ محمد جاهدي٬ رحيم احمدي كمال آبادي و امير امراللهي در شيراز ٬ بهمن سليميان در اصفهان و عباس حسيني در مشهد قرار است بزودي اعدام شوند. گفته ميشود بهنود شجاعي٬ محمد رضا حدادي و صفر انگوتي در چند روز آينده اعدام ميشوند.

جمهوری اسلامی در طول حیاط ننگینش تلاش کرده است تا با اعدام، زندان و شکنجه، صدای مردم جان به لب رسیده را خاموش و ساکت کند. زمینه سازی های اخیر برای اعدام نوجوانان، هر گونه قتل، آدم کشی و تجاوز در زندانها برای این است که جلو فرو ریختن ستونهای نظام در حال سقوطش را بگیرد. حکومت اسلامی در چند ماه گذشته حرکت اعتراضی، پرشور و انقلابی مردم برای سرنگونی این نظام سراپا جنایت را دیده است. مردم مبارز و انقلابی در ایران با اعتراضات شبانروزی خود خواب را از چشم این آدمکشان گرفته اند. برقرار کردن جرثقیل و طناب دار بخاطر ترس و وحشتی است که سراپای پیکر رژیم اسلامی را فراگرفته است اما خشم و نفرت مردم برای خاتمه دادن به جهنم سی ساله این رژیم می رود تا بساط این آدمکشان را یکبار برای همیشه برچیند.

جوانان، مردم آزادیخواه!
با اعتراض یکپارچه و متحدانه خود باید جلو این اعدام ها را گرفت. باید به خیابانها آمد و به این اعمال ضد بشری قاطعانه اعتراض کرد. نهاد کودکان مقدمند از همه سازمانها و نهادهای انساندوست و مدافع حقوق انسان می خواهد که به این توحش قرون وسطائی حکومت اسلامی اعتراض کنند. نباید گذاشت که رژیم اسلامی این هشت نو جوان را اعدام کند. ما مردم، ما زنان و مردان آزادیخواه می توانیم با اعتراضات گسترده خود علیه جنایتکاران حکومت اسلامی مانع از اعدام این 8 نوجوان بشویم. باید از همین امروز تا دهم اکتبربرای لغو احکام این 8 نوجوان و برای لغو مجازات اعدام بویژه اعدام کودکان و نوجوانان، به خیابانها بیائیم و صدای اعتراض خود را با نه به حکومت اسلامی و نه به اعدام به گوش جهانیان برسانیم و نگذاریم جمهوری اسلامی این نوجوانان را اعدام کند.

تظاهرات در سال 1332......TEHRAN, IRAN IN 1953




Things don't seem to have changed much in 46 years !!

Apart from the fact that the pictures were in black & white instead of color !





Tuesday, October 6, 2009

WANTED DEAD OR ALIVE !

WANTED DEAD OR ALIVE

FOR CRIMES AGAINST HUMANITY

These men and women are desired alive and to be subject to an international court of judgment for their gross negligence in the leadership of over 72 million human souls !












Monday, October 5, 2009

رفسنجانی:من از موسوی حمایت نکردم، بدون ولایت فقیه کشور تجزیه می شود


بر اساس گزارش الف، آيت الله هاشمي رفسنجاني در اين جلسه گفت: در جامعه بشري امروز هيچ بديلي براي ولايت فقيه نداريم. اگر ولايت فقيه در ايران نباشد كشور يا تجزيه مي‌شود يا متلاشي، تنها راه اداره كشور ولايت فقيه است و هيچ كس بهتر از ايشان توانايي اداره كشور را ندارد.
وي اظهار داشت: ولايت فقيه تنها راه اصلي اداره كشور است. تئوري ولايت فقيه راه نجات كشور است والا شكست قطعي است. حضرت آيت الله خامنه اي در رهبري بديلي ندارد و بهترين فرد براي ولايت فقيه ايشان هستند.
متن گزارش اين عضو خبرگان از اظهارات هاشمي، كه از سوي الف، بدون دخل و تصرف در محتوا و به صورت خبري تنظيم شده را مي‌خوانيد:
آيت الله هاشمي رفسنجاني در ملاقات جمعي از اعضاي مجلس خبرگان در محل مجمع تشخيص مصلحت نظام گفت است: برخي فكر مي كنند من گفته ام مشروعيت نظام به راي مردم است. در حالي كه من مشروعيت نظام جمهوري اسلامي را به ولايت فقيه مي دانم.
وي اظهار داشت: مصداق اتم واكمل ولي فقيه در حال حاضر حضرت آيت الله خامنه اي است و ما كسي را بهتر و توانمندتر از ايشان در اداره كشور نداريم.
وي يادآور شد: هر وقت من مي خواهم بيشتر به رهبري نزديك شوم، جريان مرموزي نمي گذارد.

Sunday, October 4, 2009

اعتصاب کارگران کارخانه کشت و صنعت هفت تپه..!!


از ساعات ابتدایی صبح روز جاری شنبه مورخ 11 مهر ماه، صدها تن از کارگران کارخانه کشت و صنعت هفت تپه دست به اعتصاب زدند.
به گزارش واحد کارگری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، کارگران معترض که خواستار پرداخت شدن حقوق معوقه دو ماهه خود و منظم شدن دستمزد دریافتی بودند با تجمع در مقابل درب دفتر مدیرت این شرکت تولیدی خواستار پاسخ گویی مدیران کارخانه شدند.
این کارگران در ادامه و با گذشت ساعاتی از اعتراض، نه تنها جوابی از سوی مدیران این شرکت دریافت نکردند بلکه با تهدید حراست مبنی بر اینکه "هر چه زود تر به تجمع خود پایان دهید در غیر این صورت مجبور به برخورد با شما خواهیم بود" روبه رو شدند.
لازم به ذکر است در سال جاری این دومین بار است که کارگران این کارخانه دست به اعتصاب میزنند

در غفلت مسئولان ما، عربستان سعودی همچنان به مداخلات آشکار و پنهان خود در داخل کشور ادامه می‌‌دهد.


به گزارش خبرنگار «تابناک»، اگر امروز پول‌های شاهزاده‌های عربستانی با کمک نظامیان آمریکایی در مرزهای کردستان ایران، دامنه ترور و اغتشاش را گسترش می‌دهد، در جنوب ایران نیز پول‌های این شاهزاده‌ها در کنار هم‌تباران اماراتی و دیگر شیخ‌نشینان حاشیه خلیج‌فارس، در پی تحقق اهداف وهابیون از راه‌های فرهنگی، اقتصادی و مذهبی است.

بنا بر این گزارش، از برخی روستاهای استان هرمزگان خبر می‌رسد که حکومت عربستان سعودی، با پرداخت هزینه‌های هنگفت در مناطق روستایی سنی‌نشین این استان، اقدام به ساخت مساجد شیک و بزرگ می‌‌کند.

این در حالی است که پخش کتاب‌های ترویج کننده عقاید انحرافی وهابیت به زبان فارسی نیز در مناطق جنوبی کشور افزایش یافته و برای مثال، کتاب‌هایی در مدح برخی چهره های منفور شیعه نیز پخش می‌شود.

خبرهای دیگر، حاکی از این است که سرشاخه‌های وهابیت در ایران به صورت سرطانی در مناطق مرزی اعم از جنوب ،غرب و شرق کشور که تمرکز هم‌وطنان اهل سنتمان در این مناطق بیشتر است، در حال فعالیت هستند و بعضا در پی اخلال در عقاید جوانان شیعه نیز برمی‌آیند؛ از جمله ترفندهای این فرقه، می‌توان به تشویق گروه‌های هدفشان برای ازدیاد زاد و ولد، دادن تسهیلات مالی به جوانان برای فعالیت‌های فرهنگی مورد نظرشان و کمک مالی در قبال نامگذاری فرزندان به نام‌های مورد علاقه وهابیونی که به آنان توصیه می‌‌نمایند، اشاره کرد.

همچنین منابع خبری و امنیتی در عراق و امارات اعلام می‌کنند که در سال‌های اخیر، عربستان بیش از بیست‌ میلیون دلار در این مناطق هزینه کرده است.

گفتنی است، سیاست وهابی کردن خانواده‌های فقیر و جوانان بیکار شیعه که بعضا از اعتقادات ضعیف دینی برخوردار هستند، در دستور کار فتنه‌جویان وهابی قرار گرفته است.همچنین یکی از محوری ترین فعالیت های این فرقه ایجاد اختلاف میان شیعیان و اهل تسنن در مناطق سنی نشین است، در واقع زندگی مسالمت آمیز و توام با برادری میان شیعیان و اهل تسنن که تاکنون ملموس بوده با چنین فعالیت هایی دستخوش تغییرات نامیمونی شده است.

نوروز جهانی شد


پس از سال ها انتظار و ارائه درخواست ثبت جهانی نوروز به سازمان علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد - یونسکو - سرانجام هشتم مهر ماه مهمترین جشن باستانی ایرانیان به ثبت جهانی رسید.

درخواست ثبت نوروز به عنوان میراث غیر ملموس جهانی تقاضای مشترک کشورهای ایران، هند، جمهوری آذربایجان، ازبکستان، قزاقستان، پاکستان و ترکیه بود.

ثبت جهانی نوروز با نمایندگی ۷ کشور از کشورهای برگزار کننده این مراسم و مدیریت ایران در ابوظبی پایتخت امارات متحده عربیانجام شد. اما در این میان جای دو کشور مهم برگزار کننده نوروز یعنی افغانستان و تاجیکستان خالی بود.

بر اساس گزارش ها افغانستان به تازگی به کنوانسیون میراث ناملموس جهانی ملحق شده و نتوانسته خود را برای همکاری در این پرونده آماده کند اما به عنوان یکی از مهمترین کشورهای برگزار کننده نوروز سهم قابل ملاحظه ای در جهانی شدن این جشن دارد

Saturday, October 3, 2009

تاریخ کیلویی چند؟


اگر طي چند روز گذشته خبرها را شنيده باشيد، مطمئناً به اين خبر برخورديد كه يك ديپلمات آرژانتيني كه مدت ماموريتش در ايران به اتمام رسيده بود، براي اينكه اثاثيه اش را به كشورش ببرد، آنرا از طريق فرودگاه امام فرستاده بود غافل از اينكه نيروهاي حراست فرودگاه به ميزان بار اين ديپلمات كه بيش از 4 تن بوده شك كرده و پس از طي مراحلي بالاخره كشف مي گردد كه اين 4 تن بار همه از اشياء عتيقه و باستاني مربوط به دوره هاي مختلف تاريخي ايران بوده كه اكثر آنها نيز بسيار تمييز و غيرقابل ارزش گذاري بوده اند. اين موضوع خيلي برايم تعجب آور بود چرا كه چندي پيش نيز يك ديپلمات كره اي نيز به همين قصد در فرودگاه بازداشت گرديد.

موضوعات فوق باعث سوالاتي مي شوند:

1- چه موضوعي باعث گرديده كه ديپلمات ها به تجارت چمداني اشياء عتيقه كه بخشي از فرهنگ اين كهن ديار مي باشند دست بزنند؟

2- چه ميزان از اشياء عتيقه اين مملكت اينگونه و يا بعضاً از مبادي ديگر خارج مي شود و كسي متوجه خروج آنها نيست و كشف نمي گردند؟!!

3- احكام اينگونه افراد كه مصونيت سياسي نيز دارند چيست؟

4- با توجه به عدم رسيدگي مناسب به آثار تاريخي اين مملكت از سوي مسئولين امر و عدم توجه كافي به اين موضوعات، آيا بهتر نيست اين اشياء به موزه هاي خارج از كشور سپرده شود تا از گزند باران و برف و ... همچنين سرقت در امان بمانند و آيندگان نيز از تاريخ اين كشور مطلع باشند؟ ( نمونه كامل اين موضوع موزه اوور پاريس مي باشد)

5- سر ستونهاي تخت جمشيد كه در موزه لوور پاريس موجود است چگونه خارج شده اند، اينها كه نه توي جيب جا ميگيرند، نه توي چمدان و نه توي قسمت بار هواپيما، قابل پنهان نمودن هم نيستند كه بتوان آن را پنهاني خارج كرد، چگونه خارج شده اند؟

و هزاران سوال ديگر در خصوص تاريخ و پيشينه تاريخي اين مرز و بوم.

و اما موضوع مرتبط با بحث بالا اينكه حدود 12 سال پيش، به يكي از كشورهاي همسايه رفته بودم، پس از آشنايي با دوستي، ايشان مرا به جايي بردند كه كتابي را درآنجا ديدم، طبق تاريخ درج شده در پايان يكي از نوشته هاي اين كتاب، حدود سه قرن پيش بود و داراي نوشته هاي فارسي بود ضمن اينكه نويسنده آن نيز از اهالي فارس بود نظرم را جلب كرد، چرا كه دوازده بند محتشم كاشاني نيز در آن كتاب نوشته شده بود.

بعضي از نوشته ها به صورت يك در ميان با جوهر قرمز و سياه بود و جالب تر از همه جلد پوست اين كتاب و ابعاد بسيار كوچك آن بود به گونه اي كه ابعاد اين كتاب حدود سيصد صفحه اي، 8*15 سانتي متر بود، به هر قيمتي بود، آنرا تهيه و با خودم به ايران آوردم تا امسال كه تصميم گرفتم به يكي از مراكز نسخ خطي دولتي بروم، كتاب را تحويل دادم تا آنرا بررسي نمايند، پس از مدت زماني حدود يك ماه و بازديد كارشناسان خط شناسي، اصالت آن تائيد و آنرا نسخه اي ارزشمند تشخيص دادند ليكن اعلام نمودند كه براي خريد آن فعلاً بودجه اي ندارند!!.