Wednesday, September 19, 2012
Tuesday, September 18, 2012
Monday, September 17, 2012
Sunday, September 16, 2012
Friday, September 14, 2012
Wednesday, September 12, 2012
Tuesday, September 11, 2012
Monday, September 10, 2012
محمدرضا عالیپیام با قرار وثیقه آزاد شد
محمدرضا عالیپیام متخلص به هالو، شاعر و طنزپرداز، یکشنبهشب (۱۹
شهریور) پس از چهار هفته بازداشت موقت در زندان اوین تهران با قرار وثیقهی
۱۰۰ میلیون تومانی آزاد شد.
آقای عالیپیام بیشتر دوران بازداشت خود را در بند ۳۵۰ زندان اوین و در کنار سایر زندانیان سیاسی و امنیتی گذراند.
وی در روزهای اول بازداشت از سوی قناعت، دادیار شعبه سوم دادسرای «شهید
مقدس» واقع در زندان اوین، به «تبلیغ علیه نظام» و «تشویش اذهان عمومی»
متهم شد.
آقای عالیپیام که حرفهی اصلیاش فیلنامهنویسی و
فیلمسازی است، در سه سال گذشته و پس از انتخابات مناقشهبرانگیز
ریاستجمهوری خرداد ۸۸، با انتشار ویدئوهای شعرخوانیاش که عمدتا در انتقاد
به وضع موجود بود، بیش از پیش شناخته شد. او به خاطر سرودههایش، چندین
بار از سوی نهادهای امنیتی و اطلاعاتی احضار شد و مورد بازجویی و تذکر جدی
قرار گرفت تا اینکه پس از انتشار آخرین دوبیتیاش در انتقاد از بیتوجهی
تلویزیون دولتی و مقامهای حکومتی به زلزلهزدگان آذربایجان، با ورود
نیروهای امنیتی به منزلش بازداشت شد.
یک روز پیش از بازداشت
«هالوی شعر طنز ایران»، انجمن ادبی امیرکبیر که وی هر چهارشنبهی آخر ماه
تازهترین سرودههایش را در آن میخواند نیز تعطیل شد.
با این وجود محمدرضا عالیپیام در زندان اوین نیز سرودن اشعار طنزش را متوقف نکرد و این بار شعری در وصف زندان اوین منتشر کرد.
وی در روزهای اول بازداشت از سوی قناعت، دادیار شعبه سوم دادسرای «شهید مقدس» واقع در زندان اوین، به «تبلیغ علیه نظام» و «تشویش اذهان عمومی» متهم شد.
آقای عالیپیام که حرفهی اصلیاش فیلنامهنویسی و فیلمسازی است، در سه سال گذشته و پس از انتخابات مناقشهبرانگیز ریاستجمهوری خرداد ۸۸، با انتشار ویدئوهای شعرخوانیاش که عمدتا در انتقاد به وضع موجود بود، بیش از پیش شناخته شد. او به خاطر سرودههایش، چندین بار از سوی نهادهای امنیتی و اطلاعاتی احضار شد و مورد بازجویی و تذکر جدی قرار گرفت تا اینکه پس از انتشار آخرین دوبیتیاش در انتقاد از بیتوجهی تلویزیون دولتی و مقامهای حکومتی به زلزلهزدگان آذربایجان، با ورود نیروهای امنیتی به منزلش بازداشت شد.
یک روز پیش از بازداشت «هالوی شعر طنز ایران»، انجمن ادبی امیرکبیر که وی هر چهارشنبهی آخر ماه تازهترین سرودههایش را در آن میخواند نیز تعطیل شد.
با این وجود محمدرضا عالیپیام در زندان اوین نیز سرودن اشعار طنزش را متوقف نکرد و این بار شعری در وصف زندان اوین منتشر کرد.
بسته شدن لانهٔ ترور و جنایت در اتاوا
بسته شدن لانهٔ ترور و جنایت در اتاوا. آفرین به هموطنانی که در این حرکت شرکت داشته اند و به صورت مشخص با حکومت اسلامی در جنگند
موضوع انشاء: يك لقمه نان حلال.....!!!!!
نان حلال خيلي خيلي خوب است. من نان حلال را خيلي دوست دارم. ما بايد هميشه دنبال نان حلال باشيم. مثل آقا تقي.
آقاتقي يك ماستبندي دارد. او هميشه پولِ آبِ مغازه را سر وقت ميدهد تا آبي كه در شيرها ميريزد و ماست ميبندد حلال باشد. آقا تقي ميگويد: آدم بايد يك لقمه نان حلال به زن و بچهاش بدهد تا فردا كه سرش را گذاشت روي زمين و
عمرش تمام شد، پشت سرش بد و بيراه نباشد.
عموي
من يك غذاخوري دارد. عمو هميشه حواسش است كه غذاي خوبي به مردم بدهد. او
ميگويد: در غذاخوري ما از گوشت حيوانات پير استفاده نميشود و هر چه ذبح
ميكنيم كُرّه الاغ است كه گوشتش تُرد و تازه است و كبابش خوب در ميآيد. او حتماً چك ميكند كه كره الاغها
سالم باشند وگرنه آنها را ذبح نميكند. عمويم ميگويد: ارزش يك لقمه نان
حلال از همهي پولهاي دنيا بيشتر است!! آدم بايد حلال و حروم نكند. عمو
ميگويد: تا پول آدم حلال نباشد، بركت نميكند. پول حرام بيبركت است.
من
فكر ميكنم پدر من پولش حرام است؛ چون هيچوقت بركت ندارد و هميشه وسط برج
كم ميآورد. تازه يارانهها را خرج ميكند و پول آب و برق و گاز را نداريم
كه بدهيم. ماه قبل گاز ما را قطع كردند چون پولش را نداده بوديم. ديشب
ميخواستم به پدرم بگويم: اگر
دنبال يك لقمه نان حلال بودي،
پول ما بركت ميكرد و هميشه پول داشتيم؛ اما جرأت نكردم.
اي كاش پدر من هم آدم حلال خوري بود !!!
Subscribe to:
Comments (Atom)







