Wednesday, April 17, 2013
Tuesday, April 16, 2013
, محمدرضا عالی پیام آزاد شد
محمد رضا عالی پیام (هالو) درباره ی بازداشت مجدد و آزادی خود چنین نوشت:
« مختصر عرض کنم:
روز شنبه ( 92/1/24) مرا برای پاره ای توضیحات به اوین احضار کردند. رفتیم که توضیحات را پاره کنیم و برگردیم که نگهمان داشتند. جایتان خالی تا امشب (92/1/26) در بازداشت بودیم و بالاخره با وثیقه صد میلون سند جدید آمدیم خانه. از شما چه پنهان دل نازکمان برای بر و بچز بند 350 تنگ شده بود که دیدار تازه شد.
منتظر اشعار جدید باشید.»
--------------------------
ه گزارش جرس، هفته گذشته در یک تماس تلفنی با عالی پیام از او خواسته شده است که روز چهارشنبه خود را به دادسرای تهران معرفی کند. اما پس از مراجعه روز چهارشنبه به دادسرا به او می گویند برود و روز شنبه بیاید. پس از مراجعه در روز شنبه او را بازداشت و به بند ۳۵۰ منتقل می کنند. وی پس از گذشت دو روز با سپردن وثیقه صد میلیون تومانی عصر امروز آزاد شد.
محمدرضا عالی پیام در خصوص دلایل بازداشت خود به “جرس” می گوید: “جز اتهامات و بهانه های واهی چیزی دیگری نبود. بیشتر بخاطر یکسری شعرهای جدیدی که سروده ام بود.”
پیش از این روز بیست و هشت مرداد ۱۳۹۱ محمدرضا عالی پیام، توسط پلیس امنیت بازداشت شده بود. و سی و یکم مرداد همان سال پس از آنکه توسط قناعت کار دادیاری شعبه سوم دادسرای شهید مقدس اوین به اتهام تبلیغ علیه نظام و تشویش اذهان عمومی تفهیم اتهام شد.
او پس از یک هفته بازجویی به بند ۳۵۰ زندان اوین منتقل شد اما علی رغم اتمام دوران بازجویی و صدور قرار کفالت، بازجوی پرونده از آزادی وی ممانعت می کرد. نهایتا در اواسط شهریور ماه سال گذشته با وثیقه صد میلیون تومانی از زندان اوین آزاد شد.
محمدرضا عالی پیام به علت اشعاری که در حمایت از جنبش سبز می سرود و همچنین شرکت در انجمن های ادبی و شعر بارها تحت فشار قرار گرفته بود.
محمدرضا عالی پیام ملقب به هالو شاعر منتقد و مردمی است که در سال های اخیر به دلیل شعرهای طنز و انتقادی خود که اغلب در انجمن ادبی امیرکبیر تهران می خواند، طرفداران زیادی در میان مردم پیدا کرده بود و به همین دلیل تحت فشار قرار داشت.
این شاعر طنزپرداز پس از آغاز جنبش اعتراضی به نتایج انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری در خرداد هشتاد و هشت به طرفداران این جنبش پیوست و غزلی هم با عنوان “سبز بودن چه جرم سنگینی ست” را در حمایت از جنبش سبز خواند و آن را به پسرش تقدیم کرد. این غزل در شبکه های اجتماعی و اینترنت منعکس و بازتاب گسترده ای در میان مردم پیدا کرد.
عالی پیام عضو کانون فیلمنامه نویسان سینمای ایران، عضو شورای مرکزی و دبیر انجمن تهیه کنندگان مستقل سینمای ایران، انجمن صنفی شرکت های تبلیغاتی و عضو دایمی آکادمی داوری خانه سینما، عضو چند انجمن ادبی هنری تهران مدیر عامل موسسه مینا فیلم و با حفظ سمت، مدیر مسئول موسسه تبلیغاتی دایره مینا است ، اما چند سالی به شعر و شاعری روی آورده است.
محمد رضا عالی پیام - هالو
حمايت از هنرمندان سبز
۲۷ فروردین, ۱۳۹۲
Monday, April 15, 2013
Sunday, April 14, 2013
Saturday, April 13, 2013
One Iranian lawyer's fight to save juveniles from execution - animation As part of Amnesty International's 2012 death penalty campaign the Guardian and animators from Sherbet tell the extraordinary story of Mohammad Mostafaei, a lawyer who has saved 20 of the 40 juveniles he has defended from execution in Iran. Actor Paul Bettany speaks the lawyer's words
استاد عزتالله انتظامی
کاش بجای تسلیت گفتن به هم میهنان مصیبت زده،
فریاد بر سر حاکمان بلند کنیم که چرا ثروت این ملت را بر باد می دهند،
جای آنکه چاره ای برای مصایب این سرزمین اندیشه شود!
تا به کی مرثیه خوانی؟ این مصیبت ها بیش از آنکه حاصل بی رحمی طبیعت باشد، حاصل نابخردی خود ماست!
شهره عاصمی هنرمند تاتر و برنامه ساز تلویزیون چند سوال از دوستان مجاهد خود در فیسبوک پرسید که ما با اجازه ایشان در صفحه سپیده دم به اشتراک میگذاریم:
چند تا سوال از دوستان مجاهد صفحه فیس بوکم دارم. همین طور که من این سوالها را محترمانه می نویسم امیدوارم که جوابها هم با واژههای پاک باشد.
۱- سازمان مجاهدین خلق که با ایرانیان مخالف جمهوری اسلامی در خارج از کشور هیچ ارتباطی برقرار نمی کند(با هیچ گروه و دسته ای) چطور می تواند ادعا کند که خواهان دموکراسی برای ایران است. اگر شما الان در یک کشور آزاد ارتباط برقرار نمی کنید چطور شخصی مثل من را قانع می کنید که در ایران آینده اینکار را خواهید کرد.
۲- شما به درستی می دانید که یکی از صداهای مخالف جمهوری اسلامی در خارج کشور هستید چطور خودتان را بجای تنها گروه آلترنتیو جمهوری اسلامی معرفی می کنید(خودم در آگهی مجاهدین در سی ان ان دیدم).
۳- چگونه است که خانم رجوی و آقای مسعود رجوی بیش از سی و چهار سال است که رهبری این سازمان را دارند. آیا سازمانی که رهبرانش سی و چهار سال است که تغییر نکرده اند سازمان دموکراتی است؟
۴- لباسهای یک شکل خانمها و آقایان در جلسات مجاهدین این سوال را برای من مطرح می کند که چرا مجاهدین بصورت یک شکل لباس می پوشند؟ آیا می خواهند خودشان را بصورت یک ارتش یک شکل نشان دهند؟ جوابش را نمی دانم.
۵- سازمان مجاهدین که طرفداری از دموکراسی و حقوق بشر می کند چطور است که تا کسی انتقادی می کند و یا سوالی مطرح می کند. افراد گروه بصورت یکدست او را سکه یک پول می کنند.
۶- در سازمان چه اتفاقی افتاد که از مرگ بر آمریکا به این همه نزدیکی سازمان به آمریکا تغییر کرد. تا این حد که اصلا ایرانیان مطرح نیستند. سازمان تمام خواستههایش را در درجه اول از آمریکا و بعد از اتحاد اروپا و کشورهای دیگر طلب می کند.
این چند سوالی بود که فوری از ذهن من گذشت. امیدوارم کسی یا کسانی جواب من را بدهند.
از دوستانی که برای این نوشته کامنت می گذارند خواهش می کنم با کلمات پاک و بدون بیتربیتی که درشان ایرانی است نظراتشان را بنویسند. بفرما و بنشین و بتمرگ یک معنا دارند.
۱- سازمان مجاهدین خلق که با ایرانیان مخالف جمهوری اسلامی در خارج از کشور هیچ ارتباطی برقرار نمی کند(با هیچ گروه و دسته ای) چطور می تواند ادعا کند که خواهان دموکراسی برای ایران است. اگر شما الان در یک کشور آزاد ارتباط برقرار نمی کنید چطور شخصی مثل من را قانع می کنید که در ایران آینده اینکار را خواهید کرد.
۲- شما به درستی می دانید که یکی از صداهای مخالف جمهوری اسلامی در خارج کشور هستید چطور خودتان را بجای تنها گروه آلترنتیو جمهوری اسلامی معرفی می کنید(خودم در آگهی مجاهدین در سی ان ان دیدم).
۳- چگونه است که خانم رجوی و آقای مسعود رجوی بیش از سی و چهار سال است که رهبری این سازمان را دارند. آیا سازمانی که رهبرانش سی و چهار سال است که تغییر نکرده اند سازمان دموکراتی است؟
۴- لباسهای یک شکل خانمها و آقایان در جلسات مجاهدین این سوال را برای من مطرح می کند که چرا مجاهدین بصورت یک شکل لباس می پوشند؟ آیا می خواهند خودشان را بصورت یک ارتش یک شکل نشان دهند؟ جوابش را نمی دانم.
۵- سازمان مجاهدین که طرفداری از دموکراسی و حقوق بشر می کند چطور است که تا کسی انتقادی می کند و یا سوالی مطرح می کند. افراد گروه بصورت یکدست او را سکه یک پول می کنند.
۶- در سازمان چه اتفاقی افتاد که از مرگ بر آمریکا به این همه نزدیکی سازمان به آمریکا تغییر کرد. تا این حد که اصلا ایرانیان مطرح نیستند. سازمان تمام خواستههایش را در درجه اول از آمریکا و بعد از اتحاد اروپا و کشورهای دیگر طلب می کند.
این چند سوالی بود که فوری از ذهن من گذشت. امیدوارم کسی یا کسانی جواب من را بدهند.
از دوستانی که برای این نوشته کامنت می گذارند خواهش می کنم با کلمات پاک و بدون بیتربیتی که درشان ایرانی است نظراتشان را بنویسند. بفرما و بنشین و بتمرگ یک معنا دارند.
So far no comments has been posted by any members of Mujahedin, Also known as M E K
Friday, April 12, 2013
Subscribe to:
Posts (Atom)






