Sunday, July 28, 2013
آبروریزی در مغولستان/ بیرون کردن کشتیگیران تیم ملی از هتل و ضبط پاسپورتها!
اعضای تیم کشتی فرنگی نوجوانان ایران که برای حضور در رقابتهای قهرمانی آسیا در مغولستان به سر میبرند، به خاطر بدهی به هتل، از محل اقامت خود بیرون شدند و پاسپورتهای آنها ضبط شد.
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، قرار بود فرنگیکاران نوجوان ایران پس از کسب مقام سومی در آسیا دیشب به تهران بازگردند اما به خاطر تسویه نشدن پول هتل، مسوولان هتل با نگه داشتن پاسپورت آنها، اعضای تیم را از هتل بیرون کردند و به همین دلیل نوجوانان در مکان دیگری اقامت کردند.
همچنین سرپرست تیم ملی کشتی فرنگی نوجوانان دربارهی این موضوع اظهار کرد: من دیشب به تهران بازگشتم و از اتفاقات مغولستان خبر دقیقی ندارم اما میدانم که در آنجا بانک و سفارت نداشتیم. به خاطر همین برای حواله کردن پول با مشکل مواجه بودیم. قرار بود تیم دیشب به تهران بازگردد اما چون با هتل تسویه نکرده بودند این کار صورت نگرفت. البته من با سرمربی تیم صحبت کردم و گفتهاند که گویا پول حواله شده و قرار است تیم طی امروز و فردا به تهران بازگردد.
دبیر فدراسیون کشتی در این زمینه به ایسنا گفت: چون در مغولستان سفارت نداشتیم برای واریز پول با مشکل مواجه شدیم اما با تلاشی که انجام دادیم از طرف فدراسیون کسی را مامور این کار کردیم و مشکل را به زودی حل خواهیم کرد.
وی افزود: متاسفانه شرایط فدراسیون بسیار سخت است و از نظر بودجه در مضیقه است.
به گزارش ایسنا، این اتفاقات در حالی میافتد که مشخص نیست چرا قبل از اعزام تیم پول هتل به سرپرست تیم داده نشده و یا این پول توسط تیم آزاد به مغولستان ارسال نشده تا این گونه با ابروی نمایندگان ورزش ایران در کشوری دیگر بازی شود و پاسپورتهایشان گرو گرفته شود.
Friday, July 26, 2013
Thursday, July 25, 2013
گردهمایی معترضان به قطع درختان ولیعصر
اگر خشک شده بودند شما مسئولید و اگر بیهوده بریدید باز هم شما مسئولید.» این شعاری بود که بر پلاکاردهای معترضان به قطع درختان ولیعصر نقش بسته بود. ساعت ۱۱ صبح روز چهارشنبه دوم امردادماه حدود ۲۰ نفر از معترضان به قطع درختان ولیعصر رو به روی ساختمان شهرداری تهران در خیابان بهشت گرد هم آمدند و اعتراض خود را به مسئولان اعلام کردند. این افراد بدون سردادن هرگونه شعار و یا بر هم زدن نظم عمومی به آرامی در کنار هم گرد آمده و شعارهایی همچون «تهران چنار ندارد» که روی پلاکاردها نوشته بودند را به نمایش گذاشتند. شهرداری تهران در روزهای گذشته اقدام به قطع ۱۰ درخت چنار خیابان ولیعصر کرده و دلیل آن را پوسیدن این درختان و خطر سقوطشان اعلام کرده بود.
با این حال معترضان معتقد بودند که این درختان همگی در کنار ساختمان های بزرگ تجاری و یا دولتی بوده اند. به اعتقاد آنان با توجه به عمر ۳۰۰ تا ۱۰۰۰ ساله چنار خشک شدن این درختان ظرف هفتاد سال نشان از مدیریت غلط و نگهداری نادرست از آنان دارد. به گزارش خبرنگار ایرانا نیروهای انتظامی و امنیتی نیز که برخوردشان با معترضان کاملا محترمانه و دوستانه و موجب دلگرمی آنان بود از معترضان خواستند تا با فرستادن نمایندگان خود به شهرداری و طرح شفاف خواسته هایشان به گردهمایی پایان دهند. معترضان پس از گذشت یک ساعت اهم خواسته های خود را نظارت و تایید کارشناسان محیط زیست بر قطع درختان در صورت پوسیده بودن، مدیریت دقیق تر و نگهداری بهتر، حفظ و نجات درختان باقی مانده، و توسعه فضای سبز شهری عنوان کرده و با انتخاب نمایندگانشان محل تجمع را ترک کردند. نمایندگان آنان پس از حضور در ساختمان شهرداری اعلام کردند که نسبت به تهیه بیانیه ای برای جمع آوری امضای عمومی و اعلام اعتراضشان به مراجع رسمی اقدام خواهند کرد. -
منبع :
Wednesday, July 24, 2013
Tuesday, July 23, 2013
Monday, July 22, 2013
Sunday, July 21, 2013
«عملیات نجات سه کوهنورد ایرانی بدون نتیجه پایان یافت»
اعضای سه نفره تیم کوهنوردان باشگاه آرش (آیدین بزرگی، پویا کیوان و مجتبی جراحی) ساعت 8:30 صبح 26 تیرماه 92 در مسیر فرود منتهی به کمپ سه قله برودپیک، به دلیل عدم دید کافی و اشتباه در انتخاب مسیر صحیح، از یک دهلیز به سمت کمپ سوم سرازیر شده اند که متاسفانه به دلیل اشتباه در انتخاب مسیر، با دیواره های بسیار بزرگ درگیر شده اند.
«عملیات نجات سه کوهنورد ایرانی بدون نتیجه پایان یافت»
سرپرست یک باشگاه کوهنوردی در پاکستان می گوید عملیات نجات سه کوهنورد ایرانی که در شمال این کشور ناپدید شده اند، بدون نتیجه پایان یافته است. منظور حسین، رییس باشگاه آلپاین پاکستان گفته است برنامه آیدین بزرگی، پویا کیوانی و مجتبی جراحی برای صعود به قله هشت هزار و چهل و هفت متری «برود پیک» را باشگاه او هماهنگ کرده بود. به گفته آقای حسین آنها روز سه شنبه گذشته هنگام فرود آمدن از قله، تقاضای کمک کرده بودند و عملیات جستجو با هلی کوپتر امروز بدون نتیجه پایان یافت.
سرپرست یک باشگاه کوهنوردی در پاکستان می گوید عملیات نجات سه کوهنورد ایرانی که در شمال این کشور ناپدید شده اند، بدون نتیجه پایان یافته است. منظور حسین، رییس باشگاه آلپاین پاکستان گفته است برنامه آیدین بزرگی، پویا کیوانی و مجتبی جراحی برای صعود به قله هشت هزار و چهل و هفت متری «برود پیک» را باشگاه او هماهنگ کرده بود. به گفته آقای حسین آنها روز سه شنبه گذشته هنگام فرود آمدن از قله، تقاضای کمک کرده بودند و عملیات جستجو با هلی کوپتر امروز بدون نتیجه پایان یافت.
پدر بسيجي دخترش را به قتل رساند !!!!!
روز دوشنبه 24 تير ماه سال 92 شهر کوچک نافچ واقع در 20 کيلومتري شهرکرد شاهد جنايتي بود که زائيده تفکر طالباني است. مردي 49 ساله کارگربسيجي و داراي 4 فرزند به نام حسينعلي رئيسي به خاطر آنکه دخترش شماره اي ناشناس در گوشي موبايلش داشت آنقدر او را کتک زد تا دختر 18 ساله تسليم مرگ شد .
به گواهي يکي از همسايگان ساعت 2 بعدازظهر حسينعلي وارد خانه ميشود و ميبيند دخترش در حياط خانه مشغول صحبت با مويايل است او اصلاً براي فرزندانش موبايل نميخريد فقط اين گوشي را در خانه گذاشته بود تا همه از آن استفاده کنند . او از دختر ميپرسد : با کي صحبت ميکني دخترک جواب ميدهد فريبا يکي از همکلاسي هايم .بعد از آن مرد متعصب مشکوک گوشي را برداشته و با اندک سواد خود شماره آخر را ميگيرد پسري پشت خط جواب ميدهد مرد بدون لحظه اي تامل گوشي را به ديوار ميزند و با چوب به جان زهرا دختر 18 ساله خود مي افتد به گفته پزشکي قانوني 5 ضربه محکم به صورت و سر زهرا وارد شده که باعث خونريزي مغزي و مرگ او بوده است
مادر زهرا و برادران کوچکش وقتي عصبانيت پدر و ضربات چوب را ميبينند که به سر زهرا ميخورد شروع به فرياد و کمک خواهي از همسايگان ميکنند دقايقي نگذشته که همسايه وارد خانه شده و حسينعلي را از پيکر بيجان دختر دور ميکند .
گوشي موبايل کمي آنطرف تر افتاده است به خاطر اينکه به دار قالي برخورد کرده بود صدمه اي نديده و مرتب زنگ ميخورد. همه دور زهرا جمع شده اند و ميبينند خون همه صورتش را گرفته او را به بهداري شهر ميرسانند به محض رسيدن به اتاق احيا برده ميشود و پزشکان مرگ را ثبت ميکنند .
حسينعلي هر شب در مسجد نماز ميخواند او در جلسات بسيج محل شرکت ميکند کارگر است اما به واسطه بسيجي بودن وضع مالي بدي ندارد اما دچار آنچنان تعصب خشک و جاهلانه اي است که حتي چند لحظه نيانديشيد ممکن است اشتباه کرده باشد .
او نميدانست آخرين شماره گرفته شده مربوط به خانه برادر زنش بوده و نيم ساعت قبل از زهرا همسر حسينعلي با برادرش تلفني صحبت کرده بود. او نميدانست اين زهرا نبوده که به فريبا زنگ زده بلکه فريبا بوده که به موبايل زنگ زده بود و با زهرا صحبت ميکرد در لحظه مرگ زهرا ، دايي او مرتب به موبايل زنگ ميزد تا بپرسد چه کسي شماره او را گرفته و سريعاً قطع کرده زهرا امشب در کنار خانواده اش نيست مادر او هنوز بي هوش است و در بيمارستان با داروهاي آرام بخش به خواب رفته است. پدر در بازداشت است و نميدانم با خود چه مي گويد.
دانشجو آنلاین
به گواهي يکي از همسايگان ساعت 2 بعدازظهر حسينعلي وارد خانه ميشود و ميبيند دخترش در حياط خانه مشغول صحبت با مويايل است او اصلاً براي فرزندانش موبايل نميخريد فقط اين گوشي را در خانه گذاشته بود تا همه از آن استفاده کنند . او از دختر ميپرسد : با کي صحبت ميکني دخترک جواب ميدهد فريبا يکي از همکلاسي هايم .بعد از آن مرد متعصب مشکوک گوشي را برداشته و با اندک سواد خود شماره آخر را ميگيرد پسري پشت خط جواب ميدهد مرد بدون لحظه اي تامل گوشي را به ديوار ميزند و با چوب به جان زهرا دختر 18 ساله خود مي افتد به گفته پزشکي قانوني 5 ضربه محکم به صورت و سر زهرا وارد شده که باعث خونريزي مغزي و مرگ او بوده است
مادر زهرا و برادران کوچکش وقتي عصبانيت پدر و ضربات چوب را ميبينند که به سر زهرا ميخورد شروع به فرياد و کمک خواهي از همسايگان ميکنند دقايقي نگذشته که همسايه وارد خانه شده و حسينعلي را از پيکر بيجان دختر دور ميکند .
گوشي موبايل کمي آنطرف تر افتاده است به خاطر اينکه به دار قالي برخورد کرده بود صدمه اي نديده و مرتب زنگ ميخورد. همه دور زهرا جمع شده اند و ميبينند خون همه صورتش را گرفته او را به بهداري شهر ميرسانند به محض رسيدن به اتاق احيا برده ميشود و پزشکان مرگ را ثبت ميکنند .
حسينعلي هر شب در مسجد نماز ميخواند او در جلسات بسيج محل شرکت ميکند کارگر است اما به واسطه بسيجي بودن وضع مالي بدي ندارد اما دچار آنچنان تعصب خشک و جاهلانه اي است که حتي چند لحظه نيانديشيد ممکن است اشتباه کرده باشد .
او نميدانست آخرين شماره گرفته شده مربوط به خانه برادر زنش بوده و نيم ساعت قبل از زهرا همسر حسينعلي با برادرش تلفني صحبت کرده بود. او نميدانست اين زهرا نبوده که به فريبا زنگ زده بلکه فريبا بوده که به موبايل زنگ زده بود و با زهرا صحبت ميکرد در لحظه مرگ زهرا ، دايي او مرتب به موبايل زنگ ميزد تا بپرسد چه کسي شماره او را گرفته و سريعاً قطع کرده زهرا امشب در کنار خانواده اش نيست مادر او هنوز بي هوش است و در بيمارستان با داروهاي آرام بخش به خواب رفته است. پدر در بازداشت است و نميدانم با خود چه مي گويد.
دانشجو آنلاین
Subscribe to:
Comments (Atom)




