Tuesday, December 3, 2013
Monday, December 2, 2013
4 میلیون تن گندم مفقود شد/تحویل گندمهای فرضی به دولت!
دولت یازدهم در محاسبات خود از موجودی گندم متوجه شده که چهار میلیون تن گندم اعلامی در دولت سابق واقعی نبوده است.
ابراهیم علیزاده: در حالی که پیش از این با توجه به ارقام اعلامی از سوی وزارت جهاد کشاورزی برآورد میشد ایران حداکثر به واردات دو میلیون و 900 هزار تن گندم نیاز داشته باشد اما به گفته رئیس جمهوری ایران باید در امسال بیش از هفت میلیون و 200 هزار تن گندم وارد کند.
طبق اعلام دفتر آمار وزارت کشاورزی آمریکا سرانه مصرف گندم در ایران معادل 194 کیلوگرم در سال است که با توجه به جمعیت 77 میلیون نفری میزان گندم مورد نیاز کشور 14 میلیون و 938 هزار تن برآورد میشود.
تابستان سال گذشته نیز زمانی که وزارت جهاد کشاورزی ایران میخواست میزان تولید گندم را اعلام کند این رقم را 13 تا 14 میلیون تن ذکر و اعلام کرده بود: این میزان نیاز کشور را تامین خواهد کرد.
اما میزان تولید گندم در سال جاری آن طور که 20 شهریور ماه امسال ناصر توکلی، معاون امور تولیدات گیاهی وزارت جهاد کشاورزی اعلام کرده 12 میلیون تن برآورد شده است.
با توجه به این میزان تولید و حداکثر مصرف 14.9 میلیون تن گندم در کشور به نظر میرسد در مجموع برای امسال نیاز است حداکثر 2.9 میلیون تن گندم وارد کشور شود.
شهریور ماه امسال فائو (سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد) نیز پیشبینی کرده بود به دلیل مازاد مصرف گندم باقیمانده از سال قبل، نیاز ایران به واردات گندم در سال زراعی 2012-2013 به 1.7 میلیون تن رسیده است.
اما از سوی دیگر مراجعه به آمارهای گمرک ایران نشان میدهد طی شش ماهه نخست امسال بیش از یک میلیون و 100 هزار تن گندم وارد شده است.
اگر این میزان واردات را کنار 532 هزار تن گندم وارد شده طی 100 روز اول کار دولت یازدهم قرار دهیم (طبق گزارش عملکرد وزارت صنعت، معدن و تجارت)، آن وقت می توان گفت تا اوایل آذر ماه امسال بیش از یک میلیون و 632 هزار تن گندم به ایران وارد شده است.
در واقع با توجه به این ارقام در مجموع نیاز است که در چهار ماهه پایانی سال 1392 بیش از یک میلیون و 300 هزار تن گندم وارد کشور شود.
اما در ارائه گزارش عملکرد 100 روز دولت یازدهم رئیس جمهوری به صراحت اعلام کرد: از سال 84 به بعد هر سال خرید گندم داخلی یک میلیون تن کمتر شد و خرید گندم از خارج سالانه یک میلیون تن افزایش یافت؛ تا جایی که امسال باید 7.2 میلیون تن گندم وارد کنیم.
در واقع در حالی که طبق آمارها و در نظر گرفتن میزان تولید 12 میلیون تنی که وزارت جهاد کشاورزی دولت دهم اعلام کرده بود حداکثر به 2.9 میلیون تن گندم خارجی نیاز بوده اما رئیس جمهوری اعلام کرده که برای امسال باید 7.2 میلیون تن گندم وارد کرد. به عبارتی به نظر میرسد 4.3 میلیون تن گندم داخلی اصلا وجود خارجی نداشته است.
این موضوع نشان میدهد یا آمارهای مربوط به گندم دولت سابق واقعی نبوده یا اینکه میزان مصرف گندم ایرانیها طی چند ماه اخیر افزایش چشمگیری یافته یا اینکه همان فرضیه صادرات غیررسمی گندم به دلالان عربی صورت گرفته است.
در مورد فروش گندمهای ایرانی به دلالان عربی به دلیل قیمتهای پایین نرخ خرید تضمینی گندم، میتوان به مصوبه اردیبهشت ماه امسال شورای اقتصاد اشاره کرد که نرخ خرید تضمینی گندم به 720 تومان افزایش یافت و اعلام شد کشاورزانی که با نرخ 550 تومان گندم تولیدی را تحویل دادهاند مابهالتفاوت 720 تومان به آنها پرداخت خواهد شد.
این در حالی است که پیش از آن، برخی کشاورزان از پایین بودن نرخ خرید تضمینی گندم مکررا گلایه میکردند اما پس از آن، با افزایش این نرخ دیگر کمتر کشاورزی از نرخ اعلام شده ابراز گلایه کرد. در واقع با افزایش نرخ خرید تضمینی گندم فرضیه فروش گندم به دلالان عربی کمرنگتر شد. قبل از آن نیز کارشناسانی از جمله عیسی کلانتری خروج غیررسمی گندم از کشور را تایید نمیکردند.
در مورد فرضیه افزایش میزان مصرف گندم طی ماههای اخیر نیز به نظر نمیرسد که اتفاق خاصی رخ داده باشد که میزان مصرف گندم افزایش یافته باشد. شاید تنها فرضیه باقی مانده شبهات در ارائه آمارهای اعلام شده درباره گندم است.
"تمامیت ارضی" ایران، بهیچوجه قابل مذاکره نیست!
Persian Gulf
بروز رسانی: برخی از رسانه ها و مطبوعات [3] ایران از جمله خود تابناک[4] که گزارش را پخش کرده بود، در یک چرخش کامل، گزارش نخستین را نادرست و تحریف شده اعلام نمود! این گزارشها مدعی میشوند که آقای ظریف هرگز نگفته بود که حاضر است بر سر میز مذاکره بنشینید، بلکه او گفته بود: . . . . آماده مذاکره دو جانبه برای رفع سوءتفاهم نسبت به ترتیبات اجرایی در مورد جزیره ابوموسی هستیم. این آمادگی را بار دیگر اعلام میکنیم !؟
این جمله سخنگوی وزارت امروز خارجه با گفتار خود آقای ظریف تفاوتی ندارد که مذاکره - مذاکره است؛ در هر صورت، خواه تحریف بوده یا ایشان متوجه شدند که کشور را بدور از چشم مردم نمیتوانند به حراج بگذارند و فرار از چاهیست که برای خود کنده است، آقای ظریف و دیگر سردمداران نظام بایستی این جمله را در مغز و وجود خود حک کنند که "تمامیت ارضی ایران، بهیچوجه قابل مذاکره نیست."
--------------------------
بر اساس گزارش تابناک، آقای ظریف وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، اعلام نمود تهران آماده گفتگو درباره جزیره بوموسو (ابوموسی جعلی) است.[1]
باید به آقای ظریف و سران نظام جمهوری اسلامی گفت همانگونه که برای خوزستان با صدام بر سرمیز مذاکره ننشستیم و برای نام "خلیج فارس" با "انگلستان" و یا "عربستان" برسرمیز مذاکره نمیشینیم - همچنین برای حاکمیت ایران بر روی آب و خاک خود وارد هیچ گفتگویی نخواهیم شد - که تمامیت ارضی ایران، خط قرمزی نه تنها برای شما و نظام عزیزتان، بلکه برای انگلیسیها و عربها نیز می باشد! جوانان این آب و خاک خون خود را فدا نکردند که آقایان، تمامیت ارضی ایران را مانند هندوانه ای بر روی میز مذاکره برای گفتگو و مبادله نظر بگذارید.
در این بین درس کوتاه سیاست خارجی برای آقای Javad Zarif! جناب آقای ظریف، انگلستان پس از حمله به آرژانتین و اشغال جزایر مالویناس (فالکلند) که امروز آنها را بنام خود زده است، آرژانتین بارها و بارها خواهان مذاکره برای حل آن شده است و دولت فخیمه آن درخواستها را مکرراً رد کرده است، زیراکه بر این باورند که نه تنها "تمامیت ارضی بریتانیا قابل مذاکره نیست[!!]"، بلکه هرگونه مذاکره ای با آرژانتین، نشانه ضعف نظامی بریتانیا و نیز این دال بر این میشود، که سخن آرژانتانها درست و حق مالکیتی دارند![2] و جنابعالی میخواهید با کشور دشمن بر سرمیز مذاکره بنشینید، و آنهم زمانیکه ما مانند انگلستان اشغالگر نیستیم و تنها سرزمینهای خود را پس از ۶۸ سال اشغال از دست انگلستان رها ساختیم - آنهم دو روز پیش از بوجود آمدن کشورک شارجه و سه ماه پیش از بوجود آمدن مجموعه کشورکهای امارات بدست انگلستان؟!
اینست تفاوت بین قحطالرجالی در ایران ِ اسلامی و سیاستمداران انگلیسی - که اینگونه میشود که ما ایرانیان بدین حال و روزگار نزار و مبدل به یک ملت گداصفت که دستمان برای خرده ای دارو و نان و قطعه هواپیما پیش بیگانه درازست - و - انگلیسیها که سرور و آقای جهانند!
خواهشمندیم به گونه ای گسترده این پست را پخش کنید، تا به گوش آقایان برسد، که بگفته بزرگ-آزادمرد ایرانزمین، ستارخان "خاک میخوریم، ولی خاک نمیدهیم."
ادمین خلیج فارس
به
گفته یک فعال صنفی کارگری در منطقه ویژه اقتصادی پارس جنوبی به دلیل بالا
بودن میزان آلودگی هوا، سلامتی کارگران این منطقه در معرض تهدید جدی قرار
دارد.
«ناصر آغاجری» با اعلام این مطلب به ایلنا گفت: تنها در منطقه عسلویه به دلیل مجهز نبودن فلرهای (مشعلهای بلند گاز سوز) پروژههای نفتی و گازی به فیلترهای پالایش گاز، هوای منطقه از گازهای مرگباری چون CO۲، so۲ و H۲S آکنده است.
وی بابیان اینکه تنها تنفس یک دم از گاز سنگین و بیبو H۲S میتواند منجر به مرگ افراد شود، گفت: در حال حاضر این گاز سمی و خطرناک از هر فلر مشتعل با فشار ۲۰۰ PSI خارج میشود.
این فعال صنفی کارگری با یادآوری اینکه طبق استاندارد بین المللی تا شعاع ۱ کیلومتری فلرهای متصاعد کننده چنین گازهای خطرناکی، نباید منطقه مسکونی وجود داشته باشد، گفت: این شرایط در حالی است که هم اکنون هر فاز پالایشگاهی ۴ فلر خروج گاز دارد.
وی با اعلام اینکه در حال حاضر به واسطه اجرای پروژههای عظیم نفتی – پتروشیمی حداقل ۳۰ فلر از مجموع نزدیک به ۹۸ فلر فعال منطقه پارس جنونی در منطقه عسلویه قرار دارد، افزود: باوجود آنکه ممکن است وضعیت آلودگی هوا منطقه عسلویه در گزارش مسئولان محیط زیست استان بوشهر استاندار معرفی شود اما طبق بررسیهای مراکز دانشگاهی وضعیت آلودگی آب و خاک در این منطقه رو به گسترش است بطوری میتوان مدعی شد که آب و هوای عسلویه صد برابر شهر تهران آلوده است.
آغاجری همچنین از بالا بودن مقدار دی اکسید نیتروژن، ازن و سایر آلایندههای آلی و ذرات به ویژه آزبزست در هوای منطقه عسلویه خبرداد و گفت: وجود ذرات آزبست در هوای تنفسی آنقدر خطرناک است که مقادبر PPM-۵۰، PPM-۱۰۰-۸۰ و PPM-۵۰۰ از این ماده شیمایی به ترتیب میتواند به سرگیجه و استفراغ، فلج و مرگ افراد منجر شود.
وی بابیان اینکه دیگر ذرات شیمیایی موجود در هوا مثل نیتراتها و ازن باعث اسیدی شدن سطح چشم و سوزش میشود، افزود: علاوه بر اینها وجود اکسیدهای سولفور و نیتروژن در هوای مرطوب و شرجی منطقه عسلویه، ترکیبی اسیدی به وجود میآورد که از طریق تنفس جذب بدن میشود.
آغاجری با اشاره به وجود بیش از حد ریز گردها درشت در هوای منطقه عسلویه، گفت: در حال حاضر بیشتر مواقع ریزگردها مانند ابری رقیق سرتاسر منطقه را فرا گرفتهاند و این مسئله به خصوص در موقع وارونگی هوا بسیار آزار دهنده است.
این فعال کارگری بابیان اینکه برخی اوقات درشتی قطر ذرات این ریزگردها تا چند میکرون هم میرسد، افزود: این حجم از ریزگردهای موجود در هوای منطقه عسلویه میشود که در هنگام تنفس به راحتی از ریهها عبور کرده و در نهایت با رسوب در رگهای کوچک موجب التهاب عروق میشود.
به گفته این فعال صنفی کارگری ریزگردهای موجود در هوای عسلویه در مواجهه با چشمهای غیر مسلح نیز در عروق چشمی جای گرفته و موجب اختلالات چشمی و بینایی کوتاه مدت و حتی بلند مدت خواهد شد.
این فعال مستقل کارگری همچنین به وجود میزان بالایی از آلاینده سرب در هوای منطقه عسلویه خبر داد و گفت: این وضعیت درحالی است که وجود سرب با غلظت ۶۰ میکروگرم در حجم سی لیتر از خون هر فرد میتواند به افزایش ورم مغزی منجر شود.
وی با تاکید بر ناشناخته بودن آثار و تبعات احتمالی این مواد آلاینده گفت: تشخیص کامل این عوارض نیازمند برررسیهای پزشکان محقق است.
وی بابیان اینکه استمرار فعالیت فلرهای فاقد فیلتر پالایش گاز و آلوده شدن هوای منطقه عسلویه، میتواند به شیوع بیماریهای خونی و تنفسی در میان ساکنان منطقه منجر شود، گفت: در حال حاضر بیماریهای تنفسی و ریهای در اینجا به یک مسئله معمولی در میان کارکنان و ساکنان این منطقه تبدیل شده است.
وی همچنین در خصوص وضعیت آبهای سطحی و فاضلاب این منطقه گفت: با توجه به اینکه فاضلابهای صنعتی مربوط به پروژههای پالایشگاهی و پتروشیمی بدون هیچ تصفیهای وارد دریای پارس جنوبی میشوند ابعاد آلودگیهای زیست محیطی در منطقه عسلویه بسیار گسترده است بطوری که همین چند وقت پیش به دلیل افزایش آلودگی آبهای ساحلی جلبکهای قرمز تمامی سطح محدوده بندر طاهری تا انتهای فازهای عسلویه را فراگرفتند و درنتیجه همه آبزیان این ناحیه به دلیل نرسیدن اکسیژن خفه شدند.
وی بابیان اینکه مهمترین دلیل آلودگی آب و هوا و تهدید سلامتی ساکنان در منطقه پارس جنوبی به ویژه منطقه ویژه عسلویه حاکم نبودن قانون است، یادآور شد: این مناطق جزء مناطق آزاد و ویژه اقتصادی محسوب میشوند و به همین دلیل در مناطق مورد نظر هیچ الزامی برای اجرای قوانین مربوط محیط زیست و یا کار و تامین اجتماعی وجود ندارد.
این فعال صنفی کارگری با یادآوری اینکه به موجب قانون کار تمامی کارگرانی که در معرض عوارض سخت و زیان آور محیطهای شغلی قرار دارند باید بصورت دورهای مورد معاینات پزشکی قرار بگیرند، گفت: در دو سال گذشته حتی یک مورد اتفاق نیفتاد که سلامتی کارگران شاغل در پروژهای پالایشگاهی – پتروشیمی با انجام آزمایشات طبی برای ریه، قلب، خون و شنوائی مورد ارزیابی قرار بگیرد.
وی افزود: این وضعیت در حالی است که به دلیل حاکم بودن قوانین کار و تامین اجتماعی بر روند ساخت پتروشیمی بیستون کرمانشاه، سلامتی کارگران شاغل هر شش ماه یکبار طبق قانون مورد ارزیابی پزشکی قرار میگرفت.
آغاجری با بیان اینکه تنها معدودی شرکتهای دولتی یا شبه دولتی نفت و پتروشیمی برای تامین سلامتی و رفاه نیروی کار رسمی خود در مناطق خوش آب و هوای مجاور، امکانات مناسبی فراهم نمود، افزود: کارکنان این موسسات به دلیل قرار داشتن در معض مواد آلوده حق دارند از امکانات ایجاد شده استفاده کنند اما مسئله این است که در حال حاضر برای چند ده هزار کارگر پروژهای که برخی از آنها به اتفاق خانوادههای خود در منطقه عسلویه ساکن هستند هیچ امکانات رفاهی مناسبی برای جبران عوارض ناشی از مواد آلاینده وجود ندارد.
«ناصر آغاجری» با اعلام این مطلب به ایلنا گفت: تنها در منطقه عسلویه به دلیل مجهز نبودن فلرهای (مشعلهای بلند گاز سوز) پروژههای نفتی و گازی به فیلترهای پالایش گاز، هوای منطقه از گازهای مرگباری چون CO۲، so۲ و H۲S آکنده است.
وی بابیان اینکه تنها تنفس یک دم از گاز سنگین و بیبو H۲S میتواند منجر به مرگ افراد شود، گفت: در حال حاضر این گاز سمی و خطرناک از هر فلر مشتعل با فشار ۲۰۰ PSI خارج میشود.
این فعال صنفی کارگری با یادآوری اینکه طبق استاندارد بین المللی تا شعاع ۱ کیلومتری فلرهای متصاعد کننده چنین گازهای خطرناکی، نباید منطقه مسکونی وجود داشته باشد، گفت: این شرایط در حالی است که هم اکنون هر فاز پالایشگاهی ۴ فلر خروج گاز دارد.
وی با اعلام اینکه در حال حاضر به واسطه اجرای پروژههای عظیم نفتی – پتروشیمی حداقل ۳۰ فلر از مجموع نزدیک به ۹۸ فلر فعال منطقه پارس جنونی در منطقه عسلویه قرار دارد، افزود: باوجود آنکه ممکن است وضعیت آلودگی هوا منطقه عسلویه در گزارش مسئولان محیط زیست استان بوشهر استاندار معرفی شود اما طبق بررسیهای مراکز دانشگاهی وضعیت آلودگی آب و خاک در این منطقه رو به گسترش است بطوری میتوان مدعی شد که آب و هوای عسلویه صد برابر شهر تهران آلوده است.
آغاجری همچنین از بالا بودن مقدار دی اکسید نیتروژن، ازن و سایر آلایندههای آلی و ذرات به ویژه آزبزست در هوای منطقه عسلویه خبرداد و گفت: وجود ذرات آزبست در هوای تنفسی آنقدر خطرناک است که مقادبر PPM-۵۰، PPM-۱۰۰-۸۰ و PPM-۵۰۰ از این ماده شیمایی به ترتیب میتواند به سرگیجه و استفراغ، فلج و مرگ افراد منجر شود.
وی بابیان اینکه دیگر ذرات شیمیایی موجود در هوا مثل نیتراتها و ازن باعث اسیدی شدن سطح چشم و سوزش میشود، افزود: علاوه بر اینها وجود اکسیدهای سولفور و نیتروژن در هوای مرطوب و شرجی منطقه عسلویه، ترکیبی اسیدی به وجود میآورد که از طریق تنفس جذب بدن میشود.
آغاجری با اشاره به وجود بیش از حد ریز گردها درشت در هوای منطقه عسلویه، گفت: در حال حاضر بیشتر مواقع ریزگردها مانند ابری رقیق سرتاسر منطقه را فرا گرفتهاند و این مسئله به خصوص در موقع وارونگی هوا بسیار آزار دهنده است.
این فعال کارگری بابیان اینکه برخی اوقات درشتی قطر ذرات این ریزگردها تا چند میکرون هم میرسد، افزود: این حجم از ریزگردهای موجود در هوای منطقه عسلویه میشود که در هنگام تنفس به راحتی از ریهها عبور کرده و در نهایت با رسوب در رگهای کوچک موجب التهاب عروق میشود.
به گفته این فعال صنفی کارگری ریزگردهای موجود در هوای عسلویه در مواجهه با چشمهای غیر مسلح نیز در عروق چشمی جای گرفته و موجب اختلالات چشمی و بینایی کوتاه مدت و حتی بلند مدت خواهد شد.
این فعال مستقل کارگری همچنین به وجود میزان بالایی از آلاینده سرب در هوای منطقه عسلویه خبر داد و گفت: این وضعیت درحالی است که وجود سرب با غلظت ۶۰ میکروگرم در حجم سی لیتر از خون هر فرد میتواند به افزایش ورم مغزی منجر شود.
وی با تاکید بر ناشناخته بودن آثار و تبعات احتمالی این مواد آلاینده گفت: تشخیص کامل این عوارض نیازمند برررسیهای پزشکان محقق است.
وی بابیان اینکه استمرار فعالیت فلرهای فاقد فیلتر پالایش گاز و آلوده شدن هوای منطقه عسلویه، میتواند به شیوع بیماریهای خونی و تنفسی در میان ساکنان منطقه منجر شود، گفت: در حال حاضر بیماریهای تنفسی و ریهای در اینجا به یک مسئله معمولی در میان کارکنان و ساکنان این منطقه تبدیل شده است.
وی همچنین در خصوص وضعیت آبهای سطحی و فاضلاب این منطقه گفت: با توجه به اینکه فاضلابهای صنعتی مربوط به پروژههای پالایشگاهی و پتروشیمی بدون هیچ تصفیهای وارد دریای پارس جنوبی میشوند ابعاد آلودگیهای زیست محیطی در منطقه عسلویه بسیار گسترده است بطوری که همین چند وقت پیش به دلیل افزایش آلودگی آبهای ساحلی جلبکهای قرمز تمامی سطح محدوده بندر طاهری تا انتهای فازهای عسلویه را فراگرفتند و درنتیجه همه آبزیان این ناحیه به دلیل نرسیدن اکسیژن خفه شدند.
وی بابیان اینکه مهمترین دلیل آلودگی آب و هوا و تهدید سلامتی ساکنان در منطقه پارس جنوبی به ویژه منطقه ویژه عسلویه حاکم نبودن قانون است، یادآور شد: این مناطق جزء مناطق آزاد و ویژه اقتصادی محسوب میشوند و به همین دلیل در مناطق مورد نظر هیچ الزامی برای اجرای قوانین مربوط محیط زیست و یا کار و تامین اجتماعی وجود ندارد.
این فعال صنفی کارگری با یادآوری اینکه به موجب قانون کار تمامی کارگرانی که در معرض عوارض سخت و زیان آور محیطهای شغلی قرار دارند باید بصورت دورهای مورد معاینات پزشکی قرار بگیرند، گفت: در دو سال گذشته حتی یک مورد اتفاق نیفتاد که سلامتی کارگران شاغل در پروژهای پالایشگاهی – پتروشیمی با انجام آزمایشات طبی برای ریه، قلب، خون و شنوائی مورد ارزیابی قرار بگیرد.
وی افزود: این وضعیت در حالی است که به دلیل حاکم بودن قوانین کار و تامین اجتماعی بر روند ساخت پتروشیمی بیستون کرمانشاه، سلامتی کارگران شاغل هر شش ماه یکبار طبق قانون مورد ارزیابی پزشکی قرار میگرفت.
آغاجری با بیان اینکه تنها معدودی شرکتهای دولتی یا شبه دولتی نفت و پتروشیمی برای تامین سلامتی و رفاه نیروی کار رسمی خود در مناطق خوش آب و هوای مجاور، امکانات مناسبی فراهم نمود، افزود: کارکنان این موسسات به دلیل قرار داشتن در معض مواد آلوده حق دارند از امکانات ایجاد شده استفاده کنند اما مسئله این است که در حال حاضر برای چند ده هزار کارگر پروژهای که برخی از آنها به اتفاق خانوادههای خود در منطقه عسلویه ساکن هستند هیچ امکانات رفاهی مناسبی برای جبران عوارض ناشی از مواد آلاینده وجود ندارد.
Sunday, December 1, 2013
مدیرکل پزشکی قانونی چهارمحال وبختیاری اعلام کرد: مرگ ناشی از حوادث کار در این استان طی هفت ماه سپری شده از سال جاری نسبت به مدت مشابه سال گذشته شش برابر شده است.
به گزارش دریافتی ایلنا. «منصور فیروز بخت» در این باره گفت: در این مدت در استان ۱۲ نفر به علت حوادث کار فوت شدهاند که این مرگ و میر در مدت مشابه پارسال دو نفر بوده است.
وی ادامه داد: درگذشتگان حوادث ناشی از کار در استان ۱۱ نفر مرد و یک نفر زن بودهاند.
وی تعداد کل فوتیهای حوادث کار استان در سال گذشته را ۹ نفر عنوان کرد و اظهار داشت: این رقم در سال ۹۰، ۱۳نفر بوده است.
فیروز بخت افزود: فوت ناشی از حوادث کار به مرگی که متعاقب صدمات و یا عوارض یک اتفاق غیرمنتظره و پیش بینی نشده در حین انجام وظیفه یا کار برای فرد پیش میآید، اطلاق میشود.
وی گفت: مصدومان حوادث کار که امسال به پزشکی قانونی مراجعه کردند نیز ۱۸۶ نفر بودهاند که این تعداد نیز نسبت به مدت مشابه سال قبل ۱۴/۱۱ درصد افزایش داشته است.
این گزارش حاکیست، از ابتدای امسال تاکنون ۲۳هزار و ۵۰۴ نفر در استان برای دریافت خدمات به پزشکی قانونی مراجعه کردند.
Saturday, November 30, 2013
Friday, November 29, 2013
Wednesday, November 27, 2013
مجید حکیمالهی٬ معاون بینالملل «جامعه المصطفی العالمیه» اعلام کرد ۳۰ هزار طلبه از ۱۳۰ کشور تحت پوشش این جامعه در ایران مشغول تحصیل هستند.
به گزارش روز دوشنبه (چهارم آذر) خبرگزاری «رسا»٬ آقای حکیمالهی گفته از میان این طلبهها٬ پنج هزار نفر زن هستند.
آذر ماه سال گذشته مرتضی آقاتهرانی٬ نماینده مجلس از اینکه طلاب خارجی در ایران٬ مردم خود را رها کرده و در قم ماندگار شدهاند اظهار تاسف کرده بود.
این در حالی است که سال گذشته مرکز پژوهش های مجلس اعلام کرد که بیش از 3.5 میلیون کودک بین ۶ تا ۱۷ ساله از تحصیل بازمانده اند که یا اصلاً به مدرسه نرفته اند یا در طول سال های تحصیلی به دلایل مختلف از تحصیل بازمانده اند !
حکومت اسلامی دشمن شماره یک علم و دانش است و بودجه ای که می توانست صرف شکوفای علم و دانش شود در داخل و خارج کشور خرج تبلیغ و گسترش خرافات مذهبی شده است .
برای اثبات این دشمنی نیازی به جدلهای طولانی نیست کافی است تنها به هزینه های میلیاردی که جهت ساخت حوزه های علمیه مجلل در سراسر کشور می شود نگاهی انداخت و به دانش آموزانی که در کپر درس می خوانند . کافی است نگاهی به دشمنی سردمداران نظام اسلامی با علوم انسانی کرد و در آخر کافی است سخنرانی علوی تهرانی یکی از خطبای معروف تهرانی را گوش داد که که می گوید : متاسفانه در خانوادههای ما فرزندان با سه ویژگی تسلط بر کامپیوتر، زبان انگلیسی و علم زدگی» تربیت میشوند. کسانی که فرزندان خود را چنین تربیت میکنند نباید توقع داشته باشند آنها «نماز» بخوانند٬ چرا که براساس گفته پیامبر اسلام فرزندان خود را «تربیت» نکردهاند !
مدتها بود که جمهوری اسلامی نیت واقعی خود را که دشمنی با اصل علم است مخفی نگاه داشته بود و اینگونه بر جامعه القا می کرد که تعالیم اسلامی کاملا منطبق با اصول علمی است و برعکس دیگر ادیان اسلام همه را به کسب علم و دانش دعوت می کند و از همه می خواهد تا برای کسب علم تا چین هم بروند . اما پس از پیدا شدن تناقضهای متعدد علمی با نیات حاکمان اسلامی اعلام شد منظور از کسب علم تنها علوم اسلامی بوده است و علمی که در خدمت اسلام نباشد علم نیست !
آذر ماه سال گذشته مرتضی آقاتهرانی٬ نماینده مجلس از اینکه طلاب خارجی در ایران٬ مردم خود را رها کرده و در قم ماندگار شدهاند اظهار تاسف کرده بود.
این در حالی است که سال گذشته مرکز پژوهش های مجلس اعلام کرد که بیش از 3.5 میلیون کودک بین ۶ تا ۱۷ ساله از تحصیل بازمانده اند که یا اصلاً به مدرسه نرفته اند یا در طول سال های تحصیلی به دلایل مختلف از تحصیل بازمانده اند !
حکومت اسلامی دشمن شماره یک علم و دانش است و بودجه ای که می توانست صرف شکوفای علم و دانش شود در داخل و خارج کشور خرج تبلیغ و گسترش خرافات مذهبی شده است .
برای اثبات این دشمنی نیازی به جدلهای طولانی نیست کافی است تنها به هزینه های میلیاردی که جهت ساخت حوزه های علمیه مجلل در سراسر کشور می شود نگاهی انداخت و به دانش آموزانی که در کپر درس می خوانند . کافی است نگاهی به دشمنی سردمداران نظام اسلامی با علوم انسانی کرد و در آخر کافی است سخنرانی علوی تهرانی یکی از خطبای معروف تهرانی را گوش داد که که می گوید : متاسفانه در خانوادههای ما فرزندان با سه ویژگی تسلط بر کامپیوتر، زبان انگلیسی و علم زدگی» تربیت میشوند. کسانی که فرزندان خود را چنین تربیت میکنند نباید توقع داشته باشند آنها «نماز» بخوانند٬ چرا که براساس گفته پیامبر اسلام فرزندان خود را «تربیت» نکردهاند !
مدتها بود که جمهوری اسلامی نیت واقعی خود را که دشمنی با اصل علم است مخفی نگاه داشته بود و اینگونه بر جامعه القا می کرد که تعالیم اسلامی کاملا منطبق با اصول علمی است و برعکس دیگر ادیان اسلام همه را به کسب علم و دانش دعوت می کند و از همه می خواهد تا برای کسب علم تا چین هم بروند . اما پس از پیدا شدن تناقضهای متعدد علمی با نیات حاکمان اسلامی اعلام شد منظور از کسب علم تنها علوم اسلامی بوده است و علمی که در خدمت اسلام نباشد علم نیست !
Subscribe to:
Comments (Atom)

.jpg)










