Sunday, December 8, 2019
یه بنده خدایی از روستا گوسفندی برای فروش به شهر می برد ..........
یه بنده خدایی از روستا گوسفندی برای فروش به شهر می برد
به گردن قوچ زنگوله ای آویزان کرد و با طنابی گردن قوچ را به دم خرش بست و حرکت کرد
بین راه دزدان زنگوله را باز کردند و به دم خر بستند و قوچ را بردند
خر هم با چرخاندن دمش و صدای زنگوله خرکیف شده بود
بعد از چند متر یکی از دزدان جلوی مرد روستایی را گرفت و گفت : چرا زنگوله به دم خر بستی کدام عاقل این کار را میکند
روستایی ساده پیاده شد دید ان مرد درست می گوید
گفت : من زنگوله را به گردن قوچ بسته بودم
دزد گفت : درست میگویی قوچی را در دست یک نفر دیدم به ان سوی می برد
خر را به من بسپار و برو به دنبال گوسفندت
مرد روستای خر را به دزد سپرد و مدتی را به دنبال گوسفند گشت
اما خسته و نا امید به جایی که خر را به دزد داده بود برگشت دید اثری از خر و ان مرد نیست
با دلی شکسته و خسته به سمت روستا حرکت کرد
بعد از طی مسافتی چند نفر را در حال استراحت در کتار چاهی دید
داستانش را برای انها بازگو کرد
یکی از انها گفت : ان شاالله جبران میشود و ادامه داد ما چند نفر تاجریم و تمام سکه های ما در کیسه ای بود که افتاده در چاه
چنانچه شنا بلد باشی در چاه برو و کیسه را بیرون بیاور ما هم در عوض پول قوچ و خر را به تو میدهیم
روستایی ساده دل بار سوم هم گول دزدان را خورد و لباس خود را به دزدان داد و به ته چاه رفت بعد از کمی جستجو بیرون امد
ولی نه اثری از دزدان بود نه از لباسهایش
و اما #پند_داستان
ما در چهل سال گذشته در انتخابات مختلف با وعده و وعید های دروغین دزدانی را انتخاب کردیم
اینبار اگر در انتخابات گول دزدان را بخوریم حتی لباسمان را از تنمان در امی اورند!!
Saturday, December 7, 2019
تجمع خانوادههای دستگیرشدگان اعتراض سراسری آبان در مقابل زندان اوین
روز شنبه ۱۶ آذر ۹۸ جمعی از خانوادههای دستگیرشدگان قیام سراسری آبان در اعتراض به بازداشت فرزندان و اعضای خانوادهشان در مقابل زندان اوین تجمع کردند. آنها خواستار آزادی بستگان خود شدند.
Friday, December 6, 2019
شورش پابرهنهها؛ تقدیم به جانباختگان آبان ۹۸؛ شعر از هالو
تقدیم به جانباختگان آبان 98
مستضعفین شورشی
اخبار این چن روزه رو شنیدی؟
کلیپای تظاهراتو دیدی؟
دیدی یه چن تا لش و لوش اشرار
جیرهخور وطنفروش بیمار
چطوری شهرو به آتیش کشیدن
به چار دهه خدمت ما شاشیدن
والاهه خلق بیسپاسی داریم
ملت لات بیکلاسی داریم
چهل ساله تا میتونسته خورده
حالا که سیر شده، بالا آورده
خوشی زیر دلش زده اساسی
هار شده افتاده به ناسپاسی
ملتی که این همه سربلنده
برای چی داد میزنه؟ بخنده
نمیبینه بمب اتم داریم ما؟
نمیبینه کشور قم داریم ما؟
نمیبینه قدرت مرزی داریم؟
نمیبینه منصور ارضی داریم؟
نمیبینه تو خاورِ میانه
پامون رسیده تا مدیترانه؟
نمیبینه رشد طبیعی داریم؟
نمیبینه هلال شیعی داریم؟
امریکا افتاده به دست و پامون
واسطه میفرسته همش برامون
میگه غلط کردم آقا ولم کن
یه سلفی بام بگیر و خوشدلم کن
ملتی که این قده بیاتکته
نشسته تو عزای اینترنته
بابا، آب و برقو که قط نکردیم
خدا نکرده شیطنت نکردیم
گفتیم حالا یه کمی ترک جوک شه
هزینه شارژشم یه کم سبک شه
یارانهمون الاهی کورش کنه
خفش کنه زنده به گورش کنه
دورهی شاهو همه یادشون رفت
کفر و گناهو همه یادشون رفت
شب تا سحر قمار و الواتی بود
زنا و مردا همه قرقاطی بود
اون همه معصیت، خدا نشناسی
هزار هزار زندونی سیاسی
حالا که این جور گل و بلبل شده
یابو ورش داشته و منگل شده
گیر داده این جا اون جا اختلاسه
یا زیر خط فقره، آس و پاسه
این رو نمیگه اگه پولی بردیم
نفتو سر سفره به جاش آوردیم
فک نکنین پولارو کاری کردیم
سوریه سرمایهگزاری کردیم
چن سال دیگه همه روبراهن
تا خرخره غرق توی رفاهن
به جای این که یک کمی کش بدن
دندونو رو جیگر فشارش بدن
رفتن از انگیلیس شرور آوردن
از امریکا تیغ و ساطور آوردن
تفنگ یک لول و دو لول گرفتن
از عربای سنی پول گرفتن
دلار و پوند و لیره خیلی خیلی
خیلی ینی دپونزه بیس تریلی
شرورای وحشی اغتشاشگر
ایرانو کردن مثه روز محشر
نمیدونم چجوری این طوری شد
حواسمون بودا، ولی فوری شد
مرزامونو چار چشی میپاییدیم
مگس میومد رو هوا میدیدیم
از کجا اومدن که ما ندیدیم
یواشکی بگم؟ یه کم ترسیدیم
تا ما بجنبیم همه شون جیم شدن
توی تموم شهرا تقسیم شدن
با این که ما شرّو خابونده بودیم
ریشهی فتنه رو سوزونده بودیم
زیر اجاق فتنه باز الو شد
تو صد و ده تا شهرمون ولو شد
بانکا و خونهها رو آتیش زدن
هر کسی مثل بنده با ریش، زدن
رو دیوارا دری وری نوشتن
شعار ضد رهبری نوشتن
سپاهیا رو زخم شمشیر زدن
تو کلّهی بسیجیا تیر زدن
ما چیزی دستمون نبود، گل بودش
رو شونه مون پرچم چارقل بودش
زیر لبم ذکر دعا و یاسین
میگین نه از صدا سیما بپرسین
اول کار یه کم زمینگیر شدیم
ولی خدا خاس دوباره شیر شدیم
ملت حزب الله پابوس اومدن
با اوتوبوس و مینی بوس اومدن
باز دوباره مشغول لفت و لیسیم
مدیدن کیک و مدیون ساندیسیم
اگر چه اغتشاشگرا پنچرن
آتیشِ رفته زیر خاکسترن
ولی یه چن صباحی در امونیم
نشستیم و اون جا رو میخارونیم
هرکی میخاد هرچی میخاد هُو بگه
هالو بازم پرت و پلاشو بگه
Thursday, December 5, 2019
Subscribe to:
Comments (Atom)



