پرونده «تکتاز موتور» و زیرمجموعهاش «روان سیکلت» تصویر عریان اقتصاد سرکوب را نشان میدهد؛ شبکهای که از اوایل دهه ۱۳۸۰ به یکی از ستونهای لجستیکی ماشین خشونت رژیم تروریستی جمهوری اسلامی بدل شده و سالهاست ابزار تعقیب، ضربوشتم و ارعاب هموطنان را به خیابانها میفرستد.
بر پایه اسناد قطعی، ناوگان موتوری نیروهای سرکوبگر از یگانهای ضدشورش تا واحدهای عملیاتی، از مسیر همین شبکه تأمین شده است. «روان سیکلت» با مدیریت علی پیروی در قلب این چرخه قرار دارد؛ شرکتی که بهعنوان نماینده انحصاری سوزوکی در ایران، نقش کلیدی در ورود تجهیزات به ساختار سرکوب ایفا کرده و آن را بهصورت سیستماتیک تغذیه کرده است. پیروی علاوه بر این، عضو سندیکای موتورسیکلت ایران است؛ جایگاهی صنفی که بهجای شفافیت، به سپر مصونیت تبدیل شده است.
اما لایه پنهانتر این پرونده، رانت امنیتی است. علی پیروی با اتکا به نسبت فامیلی مستقیم با علی فلاحیان، به حاشیه امنی دست یافته که خروجیاش روشن است: وامهای میلیوندلاری، امتیازات انحصاری، قراردادهای بیرقیب و حذف کامل نظارت. این «خدمت» به رژیم، نه با رقابت سالم، که با پاداشهای رانتی پاسخ گرفته شده است.
مالکیت و کنترل واقعی این شبکه به دو خاندان شناختهشده بازار تهران، «حمیدین» و «لولاآور» بازمیگردد؛ نامهایی آشنا در تجارت، اما اینبار در جایگاه پیمانکاران خاموش سرکوب. برای پوشش رسمی خریدها و شستوشوی مسیر پول، شرکت تعاونی وابسته به نیروی انتظامی با نام «مائده» بهعنوان واسطه عمل میکند؛ سازوکاری کلاسیک برای پنهانسازی رد سرمایه و دور زدن پاسخگویی.
مسئولیت بینالمللی نیز قابل انکار نیست. وقتی محصولات یک برند جهانی بهطور سیستماتیک در سرکوب مردم غیرمسلح بهکار میرود، ادعای «بیخبری» فرو میریزد. زنجیره تأمین، نمایندگی انحصاری و تداوم ارسال تجهیزات همه نشان میدهد این همکاری صرفاً تجاری نیست؛ پیامدهای مستقیم حقوق بشری دارد و باید پاسخ داده شود.
این پرونده، گزارش یک تخلف پراکنده نیست؛ نقشه یک صنعت است. صنعتی که با اتکا به پیوندهای امنیتی و رانتی، ابزار سرکوب میفروشد و در برابرش ثروت، وامهای میلیوندلاری و مصونیت میگیرد. سکوت در برابر این واقعیت، مشارکت در آن است.
این یک هشدار است: نامها ثبت شدهاند. مسیر پول روشن است. و مسئولیت چه داخلی و چه بینالمللی قابل فرار نیست.
No comments:
Post a Comment