Tuesday, September 22, 2026
فساد در لایههای وابسته به قدرت در جمهوری اسلامی، نه بهعنوان پدیدهٔ موردی و تصادفی، بلکه بهعنوان ساختاری نهادینهشده قابل تحلیل است. افراد و شبکههایی که از رانت سیاسی، انحصار اقتصادی و حمایت نهادهای رسمی برخوردارند، بهطور مکرر در پروندههای مالی کلان، تخصیص منابع عمومی و معاملات غیرشفاف حضور داشتهاند. این الگو، فراتر از تخلفات فردی، نشاندهندهٔ پیوند ساختاری میان قدرت سیاسی و منافع اقتصادی است که امکان نظارت مستقل و پاسخگویی مؤثر را تضعیف میکند. چشمپوشی نظاممند از این فساد، خود بخشی از همان ساختار است. سکوت یا توجیه نهادهای نظارتی، قضایی و رسانهای وابسته، هزینهٔ سیاسی افشاگری را بالا برده و چرخهٔ معافیت را تقویت میکند. نتیجهٔ این وضعیت، فرسایش اعتماد عمومی، تشدید نابرابری و کاهش کارایی حکمرانی است؛ پدیدهای که در تحلیلهای سیاسی بهعنوان یکی از موانع اصلی توسعهٔ پایدار و مشروعیت نهادی ارزیابی میشود.
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
No comments:
Post a Comment