Saturday, November 6, 2010
HOW JFK WAS REALLY KILLED......CHILLING
It also explains why the limousine slowed down during the shooting.I remember Lyndon Johnson saying on TV the day after the Kennedy assassination, that the world would never know all the facts surrounding Kennedy's killing for 75 years until the complete file of information
would be revealed. I also remember Walter Cronkite announcing on TV, that the Nation could not handle the full truth in that Century. Well, only 47 years have passed since Kennedy's assassination. This is hard to fake and is very chilling....... who was driving?
This video shows the limousine chauffeur that takes President J.F.K. and his wife, November 22nd 1963 in Dallas, Texas, shooting the gun with his left hand. This
was the video that the CIA did not show to the
public view. And did you ask yourself why was Jackie trying to run away
towards the trunk, away from the front of the car? And why did
JFKs skull wound was in the front, when supposed !...
Thursday, November 4, 2010
Monday, November 1, 2010
سیزده هزار امامزاده از کجا آمده است؟
تا حماقت هست زندگی باید کرد
واقعاً آیا بهشت دیگری به جز ایران برای عوامفريبان و ظالمان سراغ دارید ؟؟
مرا ببخشید که این حرف را می زنم ولی آیا مردمی ابله تر از مردم کشورمان سراغ دارید ؟؟
روانش شاد ناصر خسرو را که گفت " از ماست که بر ماست " و به زبان عامیانه تر خلایق هر چه لایق و لابد انتظار هم داریم که آقایان از اریکه پایین آمده و دو دستی حکومت و کشور را تقدیم مردم کنند
به قول شاعر تا احمق در جهان است ....... حکمران است
جای خالی را هر چه خواستید بگذارید، آخوند، ملا، صدام ،هوگو چاوز، معمر قزافی و و و و و و و و
تفاوتی نمی کنه چون همه این افراد از جهل و نادانی و انتشار و گسترش خرافات بین مردم، حکومت و زندگی می کنند. و مانند انگل و با استفاده از اوهام و خرافات، شیره و ثروت من و شما و کشور را می مکند و در خفا به ریش من و شما می خندند. این که خوب ما چه می توانیم بکنیم پاسخ نیست. اینکه چه باید بکنیم و حتماً بکنیم راه حل است. کمی فکر کنید و از خود برای یک بار هم که شده بپرسید که یک آدم مرده پول می خواهد برای چه ؟؟ چرا در باور ما اینطور جا گرفته که باید حتماً پول به داخل این مقبره ها یا بهتر بگویم دکان آخوندها بریزیم ؟؟ چرا باور داریم که انگار هر روز خدا، تمام بلایا آماده هستند که یک به یک بر سرمان فرود آیند و ما را از هستی ساقط کنند و تنها راه نجات ریختن پول در صندوق صدقات ( گدا آهنی ها) می باشد تا ما را از هفتاد بلا محافظت کند.
چرا حتی محض نمونه یکبار هم شده هیچگونه بیلان یا گزارشی از درآمد این امام زاده های بیشماری که در گوشه و کنار کشورمان پراکنده هستند ارائه نمی شود و واقعاًً این پول ها به کجا می رود ؟؟ چرا حتی یکبار هم از خودمان نمی پرسیم که مگه ما چند تا امام داشتیم و چند تا از آنها به ایران آمدند ؟؟ حتی اگر یک جمع و تفریق و ضرب و تقسیم ساده هم انجام دهیم خواهیم پرسید که چگونه امکان دارد؟ طبق آخرین اعلام رسمی سازمان حج و اوقاف تا کنون بیش از 13000 امام زاده در ایران شناسایی و شناسنامه دار شده اند (غیر شناسنامه دارهایش بماند) حتی اگه فرض را از زمان خود پیغمبر هم حساب کنیم یعنی از 1400 سال پیش و بطور متوسط طول عمر افراد رو 70 سال در نظر بگریم با یک تقسیم ساده به عدد 20 می رسیم یعنی از آن زمان تا اکنون 20 نسل گذشته است حال شما به من بگید که چطور ممکنه از این بیست نسل بیشتر از 13000 بچه تولید بشه و جالبتر اینه همه آنها هم سر از ایران در بیارند. ظاهراً امامان محترم کار دیگری نداشتند و صبح تا شب مشغول انجام فریضه پر اجر و قرب تولید بچه بودند و پس از بدنیا آمدن هم بلافاصله آنها را به ایران می فرستادند !!!؟؟
چرا حتی محض نمونه یکبار هم شده هیچگونه بیلان یا گزارشی از درآمد این امام زاده های بیشماری که در گوشه و کنار کشورمان پراکنده هستند ارائه نمی شود و واقعاًً این پول ها به کجا می رود ؟؟ چرا حتی یکبار هم از خودمان نمی پرسیم که مگه ما چند تا امام داشتیم و چند تا از آنها به ایران آمدند ؟؟ حتی اگر یک جمع و تفریق و ضرب و تقسیم ساده هم انجام دهیم خواهیم پرسید که چگونه امکان دارد؟ طبق آخرین اعلام رسمی سازمان حج و اوقاف تا کنون بیش از 13000 امام زاده در ایران شناسایی و شناسنامه دار شده اند (غیر شناسنامه دارهایش بماند) حتی اگه فرض را از زمان خود پیغمبر هم حساب کنیم یعنی از 1400 سال پیش و بطور متوسط طول عمر افراد رو 70 سال در نظر بگریم با یک تقسیم ساده به عدد 20 می رسیم یعنی از آن زمان تا اکنون 20 نسل گذشته است حال شما به من بگید که چطور ممکنه از این بیست نسل بیشتر از 13000 بچه تولید بشه و جالبتر اینه همه آنها هم سر از ایران در بیارند. ظاهراً امامان محترم کار دیگری نداشتند و صبح تا شب مشغول انجام فریضه پر اجر و قرب تولید بچه بودند و پس از بدنیا آمدن هم بلافاصله آنها را به ایران می فرستادند !!!؟؟
این فقط مشتی است از نمونه خروارها خرافات و حماقتها و اوه امی که در مغز ما کرده اند و به این وسیله ما را می چاپند و ثروت و کشورمان را غارت و چپاول می کنند.
خواهر من، برادر من، هم وطن من این را بدان تا تو از خود شروع نکنی، نمی توانی از دیگران انتظار داشته باشی و در امید فرادیی بهتری باشی.
این نامه را نوشتم تا شاید فردا که جلوی یکی از این گدا آهنی ها یا امام زاده ها ایستادی و خواستی حتی سکه ناچیزی درونش بیندازی به این امید که دفع بلا شود و یا حاجت بگیری شاید به یاد این نوشته بیافتی و کمی مکث و تامل کنی که آیا کار درستی می کنی یا نه ؟؟ با خود کمی فکر کنی که آیا اکنون که پولی به داخل این صندوقها میاندازی آیا همانی نیست که برای سرکوب تو و دیگران استفاده می شود. آیا همان پولی نیست که باعث فربه و محکمتر شدن حکومت جهل و نادانی می شود و هزاران آیای دیگر. پس کمی بیاندیش ای هم وطن. ا
خواهر من، برادر من، هم وطن من این را بدان تا تو از خود شروع نکنی، نمی توانی از دیگران انتظار داشته باشی و در امید فرادیی بهتری باشی.
این نامه را نوشتم تا شاید فردا که جلوی یکی از این گدا آهنی ها یا امام زاده ها ایستادی و خواستی حتی سکه ناچیزی درونش بیندازی به این امید که دفع بلا شود و یا حاجت بگیری شاید به یاد این نوشته بیافتی و کمی مکث و تامل کنی که آیا کار درستی می کنی یا نه ؟؟ با خود کمی فکر کنی که آیا اکنون که پولی به داخل این صندوقها میاندازی آیا همانی نیست که برای سرکوب تو و دیگران استفاده می شود. آیا همان پولی نیست که باعث فربه و محکمتر شدن حکومت جهل و نادانی می شود و هزاران آیای دیگر. پس کمی بیاندیش ای هم وطن. ا
Sunday, October 31, 2010
Friday, October 29, 2010
Wednesday, October 27, 2010
من صدها برادرزندانی دارم
ازبرادرانم مجیدتوکلی احمدزیدآبادی و عبدالله مومنی میترسند اما عشق ما
ازترس انها بزرگتراست
ازترس انها بزرگتراست
چشم را اشکبار میخواهند همه را سوگوار میخواهند
دام دین را دوباره گستردند این شغالان شکار میخواهند
با شکمهای پر زمال حرام خلق را روزه دار میخواهند
با تبر شاخه ها هم آغوشند باغ را بی بهار میخواهند
سبزها را به داس می سپرند دشت راشوره زار میخواهند
کودکان راجدا زمادرخویش خسته وبیقرار میخواهند
سربلندی چه جرم سنگینی است همه را سربدار میخواهند
عاشق قبرهای بی نامند همه جارا مزار میخواهند
با خشونت رفیق و همزادند صحنه کارزار میخواهند
پنجه در پنجه های ما دارند دشمن بیشمار میخواهن
Monday, October 25, 2010
دویست و پنجاه نفر از اعضای سازمان عفو بین الملل نروژ خواهان آزادی زندانیان سیاسی
دویست و پنجاه نفر از اعضای سازمان عفو بین الملل نروژ خواهان آزادی زندانیان سیاسی و
مدنی و حذف مجازات های خشونت آمیز از جمله سنگسار و اعدام در ایران شدند. آنان با
در دست گرفتن عکس احمد زیدآبادی اعتراض خود را به نبود آزادی بیان در جمهوری
اسلامی اعلام کردند.
250 Amnesty International Norway members demanded freedom for civil and political Prisoners and the immediate removal of violent punishments such as stoning and executions in Iran. They took pictures of Ahmad Zeidabadi and protested against the lack of freedom of expression in the Islamic Republic of Iran.
مدنی و حذف مجازات های خشونت آمیز از جمله سنگسار و اعدام در ایران شدند. آنان با
در دست گرفتن عکس احمد زیدآبادی اعتراض خود را به نبود آزادی بیان در جمهوری
اسلامی اعلام کردند.
250 Amnesty International Norway members demanded freedom for civil and political Prisoners and the immediate removal of violent punishments such as stoning and executions in Iran. They took pictures of Ahmad Zeidabadi and protested against the lack of freedom of expression in the Islamic Republic of Iran.
به رغم تکذیب ایران، کرزی دریافت پول نقد از ایران را تأیید کرد
در حالی که ایران روز دوشنبه گزارش روزنامه نیویورک تایمز در مورد پرداخت پول نقد توسط مقامهای ایرانی به دفتر ریاست جمهوری افغانستان را «اتهامی کذب، مضحک و توهینآمیز» خواند، حامد کرزی در همین روز دریافت پول نقد از ایران را تأیید کرد و این پرداختها را «شفاف» نامید.
به گفته خبرگزاری فرانسه، حامد کرزی، رئیسجمهور افغانستان روز دوشنبه اذعان کرد که او و عمر داودزی، رئیس دفتر وی از ایران «کیسههای پول» دریافت کردهاند اما گفت که این پرداختها «شفاف» صورت گرفته و نوعی کمک از سوی یک کشور دوست است.
این در حالی است که به گزارش همین خبرگزاری، سفارت ایران در کابل روز دوشنبه گزارش نیویورک تایمز در مورد تحویل پول نقد از سوی ایران به حامد کرزی و عمر داودزی را «قویاً» تکذیب کرد و آن را «دروغ، مضحک و توهینآمیز» نامید. مسئولان سفارتخانه ایران در کابل در این مورد افزودند: «چنین گمانهزنیهای بیپایهای توسط برخی رسانههای غربی پخش میشوند تا افکار عمومی را سر در گم کرده و به روابط استوار میان دو دولت و ملت در دو جمهوری اسلامی افغانستان و ایران لطمه بزنند.»
روزنامه نیویورک تایمز روز یکشنبه گزارش داد که حامد کرزی از ایران «جعبه پول» دریافت کرده و عمر داودزی، رئیس دفتر آقای کرزی نیز به طور مستمر «از ایران در پول نقد دریافت کرده تا به پیش بردن سیاستهای ایران در افغانستان کمک کند.»
حامد کرزی روز دوشنبه در یک نشست خبری در کابل در این مورد گفت: «پرداختهای نقدی از سوی کشورهای مختلف دوست، برای کمک به دفتر ریاستجمهوری و کمک به مخارج، انجام شدهاست.»
رئیسجمهور افغانستان افزود: «دولت ایران سالی یک بار یا دو بار، مبلغ پانصد، ششصد یا هفتصد هزار یورو به ما کمک کردهاست و این کمکی رسمی است.» وی در مورد عمر داودزی، رئیس دفتر خود گفت: «او این پولها را به دستور من دریافت میکند.»
این در حالی است که روزنامه نیویورک تایمز در گزارش خود از قول مقامهای افغان که نامشان ذکر نشده نوشت که پرداختهای ایران به عمر داودزی و حامد کرزی «میلیونها دلار» است و به «صندوقی مخفی» میرود که از آن برای پرداخت پول به نمایندگان پارلمان، سران قبایل و حتی فرماندهان طالبان استفاده میشود.
Saturday, October 23, 2010
Tuesday, October 19, 2010
Monday, October 18, 2010
Sunday, October 17, 2010
Saturday, October 16, 2010
Friday, October 15, 2010
Thursday, October 14, 2010
رژیم آمار کشته های انفجار قرارگاه سپاه در خرم آباد را مخفی می کند
آمار کشته های انفجار قرارگاه سپاه پاسداران بیش از آنچیزی است که اعلام شده است و مأموران حکومتی مانع از ورود خبرنگار آن به بیمارستان شدند. خبرنگار خبرگزاری حکومتی مهر در بخشی از غم نامه خود بخاطر هلاکت شماری از مزدوران سپاه نوشت: برای تهیه گزارشی از وضعیت مجروحان به بیمارستان شهدای عشایر خرم آباد می روم؛ با خود هیچ وسیله خبرنگاری نمی برم چرا که صبح همه وسایل خبرنگاران را گرفته اند.. مرا عقب می رانند و هرچه فریاد می زنم گویا اوضاع بدتر می شود؛ من وخبرنگار صدا و سیما پشت درسالن مانده ایم و اجازه ورود نمی دهند....
خبرنگار خبرگزاری مهر افزود: در لیستی که در دست این مسئول است سرک می کشم، نام ۲۵ نفر در آن است که به نظر می رسد شهید و مفقود شده اند. دور نام ۱۴ تن از شهدایی که در غسالخانه بودند خط می کشد. سه تن دیگر از شهدا قابل شناسایی نیستند...با نگاهی به لیست در دست این مسئول و تماسی که با بیمارستان شهدای عشایر داشت تا حدودی متوجه می شوم که سه تن دیگر از شهدا در غسالخانه این بیمارستان هستند.این خبرنگار حکومتی افزود: «یکی می گوید آمار شهدا بیشتر ازاین است، یکی دیگر که به نظر می رسد از نیروهای پادگان است از ادامه آواربرداری و احتمال افزایش شهدا می گوید، یکی از غوغایی که در مقابل پادگان است حرف می زند و هر کدام نگرانند و هنوز مبهوت از حادثه حرف می زنند».
Tuesday, October 12, 2010
یک میلیون دلار هزینه تبلیغات لبنان
عکس از آذین بندی و نصب تصاویر مموتی در بیروت با اعلام سفر احمدی نژاد به لبنان. مخارج این تبلیغات در حدود یک میلیون دلار بوده که ایران پیشاپیش آنرا پرداخت کرده است. در پی سفر احمدی نژاد به لبنان پروژه هایی افتتاح و به بهره برداری می رسند که تمامی مخارج آنرا ایران پرداخت کرده است. این پروژه ها در حدود یک میلیارد دلار هزینه برداشته اند. علاوه بر آن رژیم ایران در پی سفر احمدی نژاد به حزب الله لبنان اسلحه و تسلیحات و کمکهای مالی دیگر در حدود 450 میلیون دلار می دهد. تمام این دست و دلبازی ها وقتی صورت می گیرند که فقر، بیکاری و گرانی در ایران بیداد می کند.
Monday, October 11, 2010
Iran’s top leader paves way for government takeover of university and moderate bastion
TEHRAN, Iran — Iran’s top leader has paved the way for a government takeover of the country’s largest private university and a stronghold for moderates.
The Islamic Azad University is the centre of power for former President Akbar Hashemi Rafsanjani, a key supporter of Iran’s moderates.
Supreme Leader Ayatollah Ali Khamenei issued a decree Monday declaring the university’s endowment, or the means by which it stays independent, to be religiously illegitimate and thus null and void.
The university was a major resource for opposition protests against the 2009 re-election of President Mahmoud Ahmadinejad, which opponents say was fraudulent.
The endowment, or vaqf in Farsi, was a strategy by founder Rafsanjani to keep the university independent. It can now be taken over by the state.
Iranian Officials Warn of Unrest Tied to Subsidy Cuts. October 10, 2010
After suppressing the political protests that followed last year’s disputed presidential election, Iran’s security forces are now on the alert for a new kind of domestic threat — strikes and civil unrest provoked by planned cuts in fuel subsidies.
Top police officials have issued a series of warnings this month against the threat of an overflow of tensions following the cuts, which some fear could set off a chain reaction of price increases and economic hardships in a country already stricken by high inflation and widespread unemployment.
“The freeing up of prices has created worries in society, and this is of great importance to us,” the police chief for Tehran, Hossein Sajednia, told union and guild leaders on Thursday, insisting that security was essential for economic prosperity.
The language Mr. Sajednia and other officials used echoed the warnings of sinister foreign plots the government raised when it crushed the cries of fraud and protests after President Mahmoud Ahmadinejad was re-elected in June 2009.
The warnings also suggested an effort by the government to blame foreign adversaries and domestic collaborators for Iran’s economic problems.
“The enemy is lying in wait to create problems,” Mr. Sajednia said in comments published by the ISNA news agency. “We must not give them opportunities to hurt the revolution.”
Mr. Sajednia was the latest top security official within days to directly address the possibility that worsening economic conditions could spill over into civic anger.
“With economic pressure they intend to push the country toward chaos, riots and insecurity, and want to bring about civil disobedience,” another senior Tehran police commander, Ismael Ahmadi-Moghaddam, said in a speech at Friday Prayer in Tehran this month. “The police are completely aware of the nature of this conspiracy,” Mr. Ahmadi-Moghaddam told worshipers.
Sunni rebels ( Jundallan ) say they kidnapped Iran nuclear worker
A Sunni militant group in Iran has claimed it kidnapped a man working at a nuclear facility and has threatened to spill his secrets if members of the group held by Tehran are not released.
Jundallah (Soldiers of God) said on its website late on Saturday that it was holding hostage Amir Hossein Shirani, an "employee at a nuclear plant" in Iran's central province of Isfahan.
"Mr Shirani has important information, especially about senior Iranian nuclear experts... and release of his confessions will cost the Iranian regime dearly," it said in a statement, without adding when Shirani was abducted.
Jundallah has demanded that Tehran free what it said were more than 200 Sunni and Baluch political prisoners and members of the group held in Iranian jails, the statement added.
It warned that failure to do so "within a week" would lead to "releasing to the public the information gathered from Mr Amir Hossein Shirani, so the world finds out more about the Iranian regime's secret nuclear activities."
The website said Shirani was being held in the mountains of the southeastern Sistan-Baluchestan province bordering Pakistan and Afghanistan, an area known for drug smuggling and tribal unrest.
Iranian officials confirmed the kidnapping but downplayed it.
"Amir Hossein Shirani worked as a welder for a short period and then as a driver for one of the companies contracted with" the Iran Atomic Energy Organisation, said Hamid Khadem Qaemi, a spokesman for the nuclear body.
"He is not employed with Iran's Atomic Energy Organisation" any more, Qaemi was quoted as saying by Farhang-e Ashti newspaper on Sunday, adding that the abduction was a "personal matter and not linked to the nuclear issue."
Gholam Reza Ansari, the judiciary chief in Isfahan, also confirmed that Shirani had been kidnapped, but said the "abduction was related to a financial dispute with a drug cartel in Sistan-Baluchestan."
Jundallah's claim comes after Iran admitted on Friday that Western nations have been spying on its controversial nuclear programme, but that Tehran had managed to halt it.
The West led by Washington suspects that Iran is seeking to make atomic weapons under the guise of a civilian nuclear programme, a charge Tehran denies.
Jundallah says it is fighting for the interests of Sistan-Baluchestan's large ethnic Baluch community who, unlike most Iranians who are Shiite, mainly follow the Sunni branch of Islam.
In the past decade, Jundallah has admitted responsibility for many deadly attacks on Iranian security forces as well as assaults that have led to civilian deaths in Sistan-Baluchestan.
In July, it launched twin suicide bombings at a mosque in the provincial capital Zahedan, reportedly targeting members of Iran's elite Revolutionary Guards Corps, killing 28 people.
The authorities have cracked down hard on the group, arresting many suspected members and executing its leader Abdolmalek Rigi in June.
Rigi was captured in a dramatic operation in February while on a flight from Dubai to Kyrgyzstan, when Iranian warplanes forced the aircraft he was on to land in Iran.
A month before his execution, his brother Abdolhamid was also executed on charges of "terrorism."
Iran has long accused Jundallah of being trained and equipped by American, British and Pakistani intelligence services in a bid to destabilise the Shiite government in Tehran. Washington denies the charges.
Sunday, October 10, 2010
Saturday, October 9, 2010
Friday, October 8, 2010
Tehran Metropolitan , Nothing Like it in the World !
اخیراً اعلام شد که تهران یکی از ده شهر نامطلوب جهان برای سکونت شناخته شد. اما تهران جذابیت های منحصر بفردی هم دارد که در هیچ جای دنیانظیر ندارد
تهران تنها شهری است که در آن می توانید وسط خیابانهای آن نماز
بخوانید، وسط پارک شام بخورید، در رستوران به دیدن مانکن های لباس های مدل جدید بروید، در تاکسی نظرات سیاسی تان را بگویید، در کوه برقصید، امابرای ملاقات با نامزدتان باید به یک خانه خلوت بروید.
تهران تنها شهری است که در آن دو نفر روی دوچرخه می نشینند، چهار نفرروی موتورسیکلت می نشینند، شش نفر توی ماشین می نشینند، ۲۵ نفر توی مینی بوس می نشینند و ۶۰ نفر سوار اتوبوس می شوند.
تهران تنها شهری است در دنیا که پیاده ها حتما از وسط خیابان رد میشوند،
اتومبیل ها حتما روی خط عابر پیاده توقف می کنند و موتورسیکلت هاحتما از پیاده رو عبور می کنند..
تهران تنها شهر دنیاست که در آن همیشه همه چراغ ها قرمز است، اما هر کس دوست داشت، از آن عبور می کند.
در تهران از همه جای ماشین ها صدا در می آید، جز از ضبط صوت آن.
در تهران هیچ جای زنها معلوم نیست، با این وجود مردها به همه جاهایی که دیده نمی شود نگاه می کنند.
همه در خیابان ها و پارک ها با صدای بلند با هم حرف می زنند، جز
سخنرانان که حق حرف زدن ندارند.
تهران تنها شهری است در دنیا که همه صحنه های فیلمهای بزن بزن را درخیابان های شهر می توانید ببینید، اما تماشای این فیلمها در سینما ممنوع است.
مردم وقتی سوار تاکسی می شوند طرفدار براندازی هستند، وقتی به مهمانی می روند اصلاح طلب می شوند و وقتی راه پیمایی می کنند محافظه کارند و وقتی سوار موتورسیکلت می شوند راست افراطی می شوند.
ماشین ها در کوچه های تنگ با سرعت ۷۰ کیلومتر حرکت می کنند، در
خیابانها با سرعت ۲۰ کیلومتر حرکت می کنند و در بزرگراهها پارک می کنندتا راه باز شود.
در شمال شهر تهران مردم در سال 2010 میلادی زندگی می کنند و در جنوب شهر در سال ۷۰ هجری قمری
Thursday, October 7, 2010
Subscribe to:
Comments (Atom)























