Tuesday, March 29, 2011

دولت سوریه استعفا کرد


بشار اسد رییس جمهور سوریه با پذیرش استعفای دولت، محمود ناجی عطری را به عنوان نخست وزیر موقت این کشور منصوب کرده است.
پیشتر و به دنبال بیش از یک هفته نا آرامی، تلویزیون دولتی سوریه اعلام کرده بود که دولت این کشور استعفا داده است.
محمود ناجی عطری که از سوی آقای اسد به عنوان نخست وزیر موقت سوریه منصوب شده، نخست وزیر دولت مستعفی سوریه بود.
ناظران معتقدند انتصاب مجدد آقای عطری احتمالا موجب ناخوشنودی مخالفان در سوریه خواهد شد.
انتظار می رود ترکیب دولت آینده سوریه در چند روز آینده مشخص شود.
گزارش های پیشین حاکی بود که بشار اسد رییس جمهور سوریه در واکنش به نا آرامی های یک هفته گذشته این کشور که موجب کشته شدن ده ها نفر شده، در روزهای آینده یک رشته برنامه های اصلاحی را اعلام خواهد کرد.
این اصلاحات از جمله احتمالا شامل لغو وضعیت فوق العاده است که نزدیک به پنجاه سال از به اجرا گذاشته شدن آن می گذرد.
به گفته خبرنگار بی بی سی، بسیاری در سوریه امیدوارند که به دنبال اعلام برنامه اصلاحات رئیس جمهوری، وضع این کشور آرام شود.

تظاهرات طرفداران بشار اسد

پیشتر ده ها هزار نفر از مردم در حمایت از بشار اسد رییس جمهوری این کشور، در مرکز دمشق دست به تظاهرات زده بودند.
تظاهر کنندگان با سر دادن شعارهایی مانند 'خدا، سوریه، بشار اسد' به حمایت از رییس جمهور سوریه پرداختند.
خبرگزاری آسوشیتد پرس گزارش داده که مدارس امروز در سوریه تعطیل بودند و به کارمندان بانک و سایر کارکنان دولت نیز برای شرکت در راهپیمایی امروز دو ساعت مرخصی داده شده است.
انتظار می رود مشابه این تظاهرات، که با فراخوان دولت سوریه برگزار شده، در سایر شهرهای این کشور نیز برگزار شود.

توهین یک عرب تازی سنی به ایرانیان‏

اعراب چه بلايی بر سر مادران ما آوردند

زير گرفتن مسئولين جمعیت هلال احمر توسط امبولانس ....+18

Saturday, March 26, 2011

David Cockroft, ITF General Secretary

چکیده‌ای از ویدئوی «ظهور بسیار نزدیک است»

پاسداران ایران توسط تظاهرکنندگان سوریه دستگیر شدند


منابع خبری عرب زبان فاش ساختند که شماری از اعضای سپاه پاسداران ایران که در کشتار تظاهرکنندگان سوریه در شهر "درعا" دست داشته اند، توسط مردم ناراضی این کشور اسیر شده اند. شاهدان عینی گفته اند که شماری از اعضای واحدهای قدس سپاه پاسداران ایران که در حمله به تظاهرکنندگان مسجد العمری در "درعا" شرکت داشته اند توسط ناراضیان دستگیر شده اند. به گفتۀ شاهدان عینی، دستگیر شدگان همگی فارسی زبان بوده و لباس های سیاه بر تن داشته اند. شماری دیگر از پاسداران که بر روی بام های موضع گرفته و به سوی تظاهرکنندگان "درعا" تیراندازی می کردند توسط مردم ناراضی به اسارت درآمده اند. تنها در تیراندازی های روز چهارشنبه به سوی تظاهرکنندگان "درعا" دستکم صد تن از مخالفان کشته شدند. در روزهای گذشته، سازمان و احزاب مخالف در سوریه خبر داده بودند که صدها نفر از اعضای سپاه پاسداران ایران برای سرکوب تظاهرات اعتراضی مردم سوریه وارد این کشور شده اند و عمدتاً در شهر "درعا" کانون اصلی اعتراض ها مستقر شده اند. همین منابع گفته بودند که رژیم بشار اسد از شبه نظامیان حزب الله لبنان نیز که از سوی حکومت تهران پشتیبانی مالی و نظامی می شوند برای سرکوب مخالفان در سوریه کمک گرفته است. برای رژیم اسلامی ایران، سرنوشت رژیم بشار اسد اهمیتی حیاتی دارد. سوریه تنها متحد جمهوری اسلامی ایران در منطقه است که با برخورداری از نفت و گاز مجانی ایران در سه دهۀ اخیر دست رهبران تهران را در تسلیح حزب الله لبنان و دیگر سازمان های اسلامگرای افراطی در سرزمین های فلسطینی باز گذاشته است. سقوط بشار اسد این اهرم نفوذ را از رژیم اسلامی ایران در منطقه خواهد گرفت و بر تنگناهای سیاسی آن در داخل و در سطح منطقه خواهد افزود. گفتنی است که رسانه های رسمی جمهوری اسلامی کمترین سخنی در مورد تظاهرات سراسری مخالفان در سوریه نمی گویند، در حالی که رهبر جمهوری اسلامی مدعی پشتیبانی از قیام های مردم مصر و تونس و بحرین است و آنها را نشانۀ بیداری اسلامی در منطقه می داند. رهبران آمریکا بارها پشتیبانی آیت الله خامنه ای و دیگر مقامات جمهوری اسلامی را از قیام های خاورمیانه ریاکارانه دانسته و گفته اند : تنها معیار حقیقت در ادعای رهبران تهران این است که اولاً به مردم ایران اجازۀ برگزاری تجمعات آزاد را بدهند و ثانیاً هزاران زندانی سیاسی و عقیدتی این کشور را آزاد کنند.

Parazit 48 - March 25

Fakhravar wa Mybodi

Saturday, March 19, 2011

Confession of Mehdi Hashemi Under Torture Part [13] of 19 The tale of Hashemi Vs. Fallahian --- Wanted Arrest warrent for Iran's former security chief December 15, 2004 ---- In April 1997, a German court sentenced five men for the September 1992 killings of three leaders of the Kurdistan Democra

A shocking and vitriolic display of hate against Muslims in Orange County , CA

برای سال جدید گوشت خریده‌ای؟


«‌شما شکم‌تان سیر است که این حرف‌ها رو می‌زنید. یک قدم بیایید جنوب شهر‌، حول و حوش قلعه مرغی، خانی آباد، مثل ما زیادند. گوشت که سهل است نان هم ندارند بخورند.» «من تا بحال ماهی نخورده‌ام. مادرم همیشه از سبزی پلو ماهی شب عید برایمان گفته اما هیچ وقت نشده که سبزی پلو بخوریم.»
«دیگه غر نزن. نداریم. نیست. می‌فهمی؟»
سرچشمه تهران، شلوغ است و مردم ماهی می‌خرند و به خانه می‌برند. ایستاده‌ام منتظر که جعفر ماهی فروش مورد اعتمادم ماهی سفیدی را که برایم کنار گذاشته بگیرم و بروم خانه. دخترک پا می‌کوبد و زن دستش را می‌کشد.«نداریم. پول نداریم ماهی بخرم.»
چشمانم روی صورت زن درجا می‌زند.او رنگ پریده و درمانده است. انگار سال‌هاست چیزی نخورده است. دست دخترش را می‌کشد و دختر بچه زار می‌زند
جلو می‌روم .خودم را خبرنگار معرفی می‌کنم. زن چادرش را می‌کشد توی صورتش و می‌گوید:«فرمایش؟»
«چند وقت است گوشت نخورده‌اید؟» این را بدون هیچ مقدمه و موخره‌ای می‌گویم. زن سعی می‌کند از جلویم رد شود. بعد ناگهان برمی‌گردد و می‌گوید:« شش ماه است. آخرین بارهم خانه زنی گوشت خوردم که خانه شان کار می‌کردم.
«حتی برای عید نوروز گوشت نخریده‌اید؟ خوراکی‌های عید چی؟»
«شما شکم‌تان سیر است که این حرف‌ها رو می‌زنید. یک قدم بیایید جنوب شهر، حول و حوش قلعه مرغی، خانی آباد، مثل ما زیادند. گوشت که سهل است نان هم ندارند بخورند.»
مرد ده تا ماهی سفید می‌گیرد. دست در جیبش می‌کند و پنج هزاری‌ها را می‌دهد به جعفر آقا. «حاجی سال خوبی داشته باشی. به حاج خانم هم سلام برسون. ان شالله همیشه با برکت باشه سفره‌ات.»
حاجی دستی به ته ریشش می‌زند و می‌گوید:«‌در پناه حق باشی»
از جعفرآقا می‌پرسم:«‌این حاجی کی بود؟» جعفرآقا می‌گه:«‌یکی از معاون شهرداری منطقه دوازده است.» نمی‌شناسیش؟ خیلی وضعشون توپه. با این سپاهی‌ها هم کار می‌کنه و کار و بار تجارتش بد نیست.
ماهی سفیدم را از جعفر آقا می‌گیرم. دو کیلو ماهی می‌شود سی هزار تومن. باورم نمی‌شود. برای من که از طبقه متوسط جامعه هستم این مبلغ زیاد است. چه برسد به زنی که دست دختر خود را می‌کشید و سرش داد می‌کشید
عذاب وجدان گرفته‌ام. سوار ماشین می‌شوم و به سمت محله قلعه مرغی می‌روم. حال و هوای  شمال تهران و تجریش در این کوچه خیابان‌ها نیست. بعضی جاها، تشت‌های قرمز ماهی قرمز‌ها و ماهی سیاه‌ها است. مردم مثل شمال شهر با سرعت از این سو به آن سو نمی‌روند. مجید تورش را در تشت قرمز می‌اندازد و یک ماهی سرخ برای پسری هفت هشت ساله می‌گیرد.«چند ساله‌ای پسر جان؟»
«هشت ساله.»
«سبزی پلو ماهی می‌خورید؟» این را که می‌پرسم انگار سوالی غریب پرسیده‌ام.
«من تا بحال ماهی نخورده‌ام. مادرم همیشه از سبزی پلو ماهی شب عید برایمان گفته اما هیچ وقت نشده که سبزی پلو بخوریم.»
می‌پرسم: «پدرت چه کاره است؟»
پدرم کارگر کارخانه است. امسال حقوقش سه ماهی است عقب افتاده. اوضاع خوبی نیست. مادرم هم  دست راستش دیگه کار نمی‌کند و در بستر افتاده‌است و من ‌بجایش عصرها بعد از مدرسه آدامس می‌فروشم.»
«عید برایت چه معنایی دارد؟»
«گاهی چند تا اسکناس قرمز پانصد تومانی عیدی. همین بقیه‌اش غر و اندوه و دعوای مادر و پدرم است. همش اینکه ما نداریم. که فقیریم و لباس نو برایمان نیست.»
«ماهی که سهل است ما مدت‌هاست گوشت آشغال هم نخوردیم‌. دلتان خوش است شما سر سال نویی ازاین سوال‌ها می‌پرسید. شکم بچه‌های غریبه سیر باشد شکم بچه‌های ایران چه ارزشی دارد.»
این را مردی می‌گوید که بساطش را چیده و در حال فروش تخم مرغ رنگ کرده است. «‌اینها را زنم رنگ کرده. می‌دانم که قیمیتی ندارد‌. اما خب یه پولی می‌شود برای شکم بچه‌هایم»
سال به زودی نو می‌شود. فقر اما روز به روز بیشترمی‌شود و تعداد بیکاران، زیادتر. در میان همهمه آجیل و شکلات و خوراکی و عیدی و سبزی پلو ماهی کودکان کار و خیابان، کارگرانی که ماه‌هاست حقوق نگرفته‌اند. خانواده‌های بی‌سرپرست و...اما هیچ تعریف مشخص و شادی از نوروز و عید ندارند. آنها در همان تعابیر ساده و همان غذاهای خالی از رنگ و طعم سال نو را آغاز خواهد کرد.