Thursday, October 24, 2013
Khaled Nabi Cemetery, نمادهای جنسی گورستان خالد نبی یک یک ناپدید میشوند
این «قبرستان»، در شمال ایران، در ارتفاعات دورافتاده و صعب العبوری در90 کیلومتری شهر گنبد کاووس واقع شده. طبق آخرین سرشماری جامعی که از سنگهای قبرهای این قبرستان صورت گرفته است، در این دشت که گاهی به «دشت آلتها» از آن یاد میشود حدود 600 سنگ قبر به شکل آلت تناسلی مردان و سینه زنان است. اما در حال حاضر و طبق شمارش نه چندان دقیق یکی از ناظران ما در حال حاضر تنها نیمی از این ستون ها یا سنگ قبرها باقی ماندهاند.
نکته تاسف برانگیز دیگر درمورد این خرده فرهنگ ایرانی که در طول تاریخ نابود و به دست فراموشی سپرده شده، این است که در واقع هیچ تحقیق علمی جامعی درباره این قبرستان تاکنون صورت نگرفته. طبق تنها تحقیق و برآوردی که در مورد این قبرستان صورت گرفته، احتمالا قدیمی ترین این قبرها قدمتی در حدود هزار سال، امتداد در دوره اسلامی و سلجوقی و جدیدترین آنها که تاریخی کوچک بر روی آن دیده میشود متعلق به هفتاد سال پیش است.
اما اینکه واقعا این ستون های سنگی متعلق به چه دوره تاریخی هستند و یا متعلق به کدام خرده فرهنگ منطقهاند و یا حتی اینکه واقعا اینجا قبرستان بوده و یا کاربرد دیگری داشته، هیچکدام مشخص نیست.
تنها ایده ای که از سوی برخی از محققان باستان شناسی در این زمینه عنوان شده این است که احتمالا این سنگ ها، قبرستانی متعلق به بخشی از ساکنان این منطقه و در برشی از تاریخ تعلق داشته که به مذهب «آلت پرستی» و یا «آیین فالیک» گرایش داشته اند. به خصوص نزدیکی این منطقه به آسیای مرکزی که آیین فالیک در آن منطقه پیروانی داشته و همچنان دارد، این ظن را بیشتر کرده است.
اما هر چه که هست، این است که یکی از نایابترین آثار تاریخی ایران در حال «آب رفتن» است که به اعتقاد ناظران ما، با توجه به نبود نشانه ای از بقایای سنگ های قبر و ناپدید شدن ناگهانی حدود نیمی از این آثار تاریخی دزدیده و یا نابود شده اند
خانه استاد آواز ایران با خاک یکسان شد !!
خانه بنان با خاک یکسان شد. اکنون به جای حرمت و خاطره این خانه، آپارتمان بلندی سبز شده است. این خانه در نیاوران، بلندیهای جمالآباد، نبش کوچه مینا، پلاک«12» قرار داشت. محمد بهشتی، مشاور ارشد سازمان میراث فرهنگی این اتفاق را فاجعهای دانست که تهران را هر روز تهیتر از خاطرههایش میکند.
به گزارش خبرگزاری میراث فرهنگی- خانه استاد بنان هم به فهرست بلند تخریبیهای خانههای تاریخی تهران پیوست. خانه استاد آواز ایران تخریب شد تا جایش ساختمان بلند سیمانی سر به فلک بگذارد.
این خانه تاریخی که در نیاوران، بلندیهای جمال آباد، نبش کوچه مینا، پلاک 12 قرار داشت، حالا از هر خاطرهای تهی شده و تهران یکی دیگر از بناهای مشاهیر خود را از دست داد.
Wednesday, October 23, 2013
شکنجه زندانیان با امواج پارازیت موبایل...
صب دستگاه های پارازیت امواج موبایل و خط شکن در زندان رجایی شهر امنیت سلامت زندانیان سیاسی این زندان را به خطر انداخته است.
به گزارش کلمه از روز دوشنبه ریاست زندان رجایی شهر اقدام به نصب دستگاه هایی کرده که باعث سردرد شدید و حالت تهوع زندانیان شده است.
به گفته خانواده های زندانیان سیاسی رجایی شهر شدت امواج این دستگاه ها به حدی ست که طی دو روز گذشته اکثریت زندانیان به دلیل سردرد و تهوع شدید، حال جسمانی بدی دارند. خانواده های این زندانیان ضمن ابراز نگرانی از آسیب ها و تاثیر این پارازیت ها و احتمال ابتلا به سرطان، خواستار برداشتن این دستگاه ها از بند شده اند.
به گزارش کلمه از روز دوشنبه ریاست زندان رجایی شهر اقدام به نصب دستگاه هایی کرده که باعث سردرد شدید و حالت تهوع زندانیان شده است.
به گفته خانواده های زندانیان سیاسی رجایی شهر شدت امواج این دستگاه ها به حدی ست که طی دو روز گذشته اکثریت زندانیان به دلیل سردرد و تهوع شدید، حال جسمانی بدی دارند. خانواده های این زندانیان ضمن ابراز نگرانی از آسیب ها و تاثیر این پارازیت ها و احتمال ابتلا به سرطان، خواستار برداشتن این دستگاه ها از بند شده اند.
Tuesday, October 22, 2013
پول های بانک جهانی برای نجات دریاچه ارومیه کجا رفت!???
بهروز دهزاد، کارشناس اکولوژی آبهای داخلی و استاد دانشگاه درگفتگو با
خبرگزاری حکومتی ایسنا گفت : آبی که منتقل میشود اصلا به دریاچه نرسیده و
روستاییان در میان راه آن را برداشت میکنند. زیرا انتقال آب تابع اصول و
قوانینی است که هیچ کدام از آنها در این طرح در نظر گرفته نشده است.وی
نتقال آب رود ارس به دریاچه ارومیه را بی فایده دانست و گفت: این طرح بدون مطالعه و بررسی ابعاد تخریب انجام شده است.
زیرا سدها عامل خشکی دریاچه ارومیه نیستند / احداث جاده کلانتری موجب نابودی دریاچه ارومیه شد.
این کارشناس ارشد محیط زیست تاکید کرد: دریاچه ارومیه از زمانی دچار این سرنوشت شد که جادهای را به صورت کاملا غیرعلمی و غیراصولی در وسط آن احداث کرده و با تخریب یک کوه و ریختن سنگهای به داخل آب، دریاچه را به دو نیم تقسیم کردند.
دهزاد افزود: این کار باعث قطع جریان آب دریاچه شد. در حالی که جریان آب دریاچه، حکم خون در بدن انسان را داشته و همانگونه که خون باعث اکسیژن رسانی به اعضای مختلف بدن میشود، با خنکتر کردن دریاچه، موجب کاهش تبخیر آبهای آن میشود.
دهزاد گفت: در اواخر دولت دهم پروژهای با همکاری بانک جهانی برای نجات دریاچه ارومیه طراحی شد که حتی یک صفحه کاغذ هم از وضعیت اجرای آن ارائه نشده است و در آخر هم اصلا معلوم نشد وامهای هنگفتی که از بانک جهانی گرفته شده و باید بازگردانده شود کجا رفت؟
زیرا سدها عامل خشکی دریاچه ارومیه نیستند / احداث جاده کلانتری موجب نابودی دریاچه ارومیه شد.
این کارشناس ارشد محیط زیست تاکید کرد: دریاچه ارومیه از زمانی دچار این سرنوشت شد که جادهای را به صورت کاملا غیرعلمی و غیراصولی در وسط آن احداث کرده و با تخریب یک کوه و ریختن سنگهای به داخل آب، دریاچه را به دو نیم تقسیم کردند.
دهزاد افزود: این کار باعث قطع جریان آب دریاچه شد. در حالی که جریان آب دریاچه، حکم خون در بدن انسان را داشته و همانگونه که خون باعث اکسیژن رسانی به اعضای مختلف بدن میشود، با خنکتر کردن دریاچه، موجب کاهش تبخیر آبهای آن میشود.
دهزاد گفت: در اواخر دولت دهم پروژهای با همکاری بانک جهانی برای نجات دریاچه ارومیه طراحی شد که حتی یک صفحه کاغذ هم از وضعیت اجرای آن ارائه نشده است و در آخر هم اصلا معلوم نشد وامهای هنگفتی که از بانک جهانی گرفته شده و باید بازگردانده شود کجا رفت؟
Monday, October 21, 2013
مجید توکلی بعد از چهار سال با وثیقه 600 میلیونی به مرخصی آمد
مجید توکلی در سال ۱۳۶۵ در شیراز متولد شد، او در سال ۱۳۸۳ و در رشته مهندسی کشتی (موتور) وارد دانشگاه صنعتی امیرکبیر شد. وی به دلیل بازداشتهای متعدد و ماههای طولانی و بازداشت به «شرف جنبش دانشجویی» معروف شد.رسانههای مخالف دولت ایران و برخی رسانههای خارجی از تبعید مجید توکلی در سال ۱۳۸۸ برای ادامه تحصیل به بندرعباس سخن گفتهاند. البته وی در حقیقت تبعید نشده بود، بلکه مانند سایر دانشجویان کارشناسی دانشکدهٔ مهندسی دریا برای گذراندن بخشی از دروس خود در دو ترم انتهایی تحصیلش به واحد بندرعباس دانشگاه صنعتی امیرکبیر رفت.
بازداشت اول و دوم
وی اول بار پس از اعتراض به حضور محمود احمدینژاد در این دانشگاه و پس از آن چاپ نشریات جعلی دانشگاه در سال ۱۳۸۵ دستگیر و مدت ۱۵ ماه را در کنار چند دانشجوی دیگر در زندان بسر برد، گرچه در نهایت برخلاف نظر وزارت اطلاعات و دادستان تهران و مسئولان دانشگاه امیر کبیر از این اتهام تبرئه شدند.
وی بار دیگر پس از شرکت در مراسم سالگرد درگذشت مهدی بازرگان در مقابل حسینیه ارشاد دستگیر شد و ۱۱۵ روز را در بازداشت انفرادی در بندهای ۲۴۰ و ۲۰۹ زندان اوین گذراند با وثیقه ۲ میلیارد ریالی آزاد شد.
کمیته حقوق بشر انجمن اسلامی دانشگاه امیر کبیر پیرامون شکنجه دانشجویان طی بیانیهای اعلام کرد: «تجربه بازداشت دانشجویان دانشگاه پلی تکنیک در ادوار متعدد نشان دادهاست که در این دوران تمامی دانشجویان برای مدت طولانی در سلول انفردای بسر میبرند. آنها در تمامی ساعات شبانه روز تحت بازجوئیهای مداوم و حتی برای بیش از ۱۰ ساعت و تحت شدیدترین و غیرانسانیترین شکنجههای روحی و جسمی و شدیدترین توهینها از سوی بازجویان قرار میگیرند. میزان این شکنجهها و ضرب و شتمهای فیزیکی گاه به حدی است که دانشجویان در طول بازجوئی از حال رفته و بیهوش میشوند.»
بازداشت سوم پس از سخنرانی در روز دانشجو ۱۶ آذر ۱۳۸۸
او به منظور سخنرانی در ۱۶ آذر ۱۳۸۸ به تهران دعوت شد او در تجمع دانشجویی روز ۱۶ آذر دانشگاه امیرکبیر که در ادامه تظاهراتهای جنبش سبز در ایران برگزار شده بود، همراه عدهای از دانشجویان شرکت کرد.[پیوند مرده] این دانشجو که عکسش در بسیاری از تجمعات دانشجویی مخالف نظام به عنوان نماد «مقاومت جنبش دانشجویی» در میان تجمع کنندگان توزیع میشود، در طی یک سخنرانی به نقد مسئولین رده بالای حاکمیت و از جمله آیتالله علی خامنهای پرداخت.
وی هنگامی که به همراه برخی دیگر از دانشجویان قصد خروج از درب حافظ دانشگاه را داشت توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفت. ضرب شتم وی در خیابان به حدی شدید بود که موجب شوکه شدن عابران و رهگذران شد. مامواران پس از ان اقدام وی را به مکانی نا معلوم منتقل کردند.
برادر او علی توکلی در تاریخ ۲۶ آذر ۱۳۸۸ در مصاحبه با رادیو فردا ضمن تایید ضرب و شتم برادرش در خصوص نحوهٔ دستگیری برادرش گفت: «آن جور که شاهدان اظهار کردهاند و ما شنیدهایم گویا یک ون سفیدرنگ بدون پلاک و یک پژوی ۴۰۵ که پلاک دولتی داشتهاست آنها را تعقیب میکنند. سر چهار راه کالج به شدت آنها را میزنند و بعد هم با خودشان میبرند.»
مجید توکلی در ۳۰ دی ۱۳۸۸ از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی به جرم اجتماع و تبانی علیه نظام، تبلیغ علیه نظام، توهین به رهبری و توهین به ریاست جمهوری به هشت سال و شش ماه حبس تعزیری، ۵ سال محرومیت از فعالیت سیاسی و ۵ سال ممنوعیت از خروج از کشور محکوم شد.
در ۵ بهمن ۱۳۸۸ توکلی هنگامی که در سلول انفرادی نگهداری میشده، در اعتراض به رأی صادر شده در دادگاه اولیه، دفاعیهای خطاب به قاضی دادگاه مینویسد و توضیحاتی درباره اتهامهای وارد شده به خودش ارائه میکند. او خواستار لغو حبس در سلول انفرادی و پایاندادن به فشارها و دیدار با وکلایش بوده و به محرومیت خویش از داشتن وکیل اشاره کردهاستخانواده مجید توکلی در نامهای به دبیرکل سازمان ملل خواهان رسیدگی سریع و اعزام بازرسین برای بررسی وضعیت او شدند.
کمپین من مجید هستم
یک روز پس از دستگیری وی خبرگزاری فارس با انتشار عکسی از مجید توکلی با چادر و مقنعه پرداخت و مدعی شد که او با لباس مبدل قصد فرار داشتهاست. در کنار این عکس تصویری از ابولحسن بنی صدر که با لباس زنانه از ایران رفته بود نیز منتشر گردید.
عدهای از فعالان سیاسی با اشاره به نحوه ساخت این عکس و همچنین عکس جعلی بنی صدر آن را اقدامی مضحک از سوی این خبرگزاری برای تحقیر توکلی دانستند. روزنامه آفتاب یزد هم این عکس را جعلی دانسته و پیرامون چنین اقداماتی به قوه قضائیه هشدار دادهاست] برخی از فعالان سیاسی نیز احتمال میدهند که بازجویان برای تحقیر توکلی پس از دستگیری وی را وادار به پوشیدن لباس زنانه و عکس برداری از وی کرده باشند.
اما این اقدام بر خلاف تصور اولیه دستگاههای امنیتی منجر به به راه افتادن موجی از انتقاد به حجاب اجباری زنان و همچنین حمایت همزمان از مجید توکلی شد.
در همین ارتباط صدها نفر از مردان اقدام به پوشیدن چادر یا روسری و انتشار عکس خود در فضای مجازی کردند.[۲][۱۷]
سایت ایرانیان نیز اقدام به ایجاد بخشی برای انتشار تصاویر مردان با حجاب کرد. اقدام دستگاههای امنیتی و تبلیغاتی جمهوری اسلامی علیه مجید توکلی و همچنن واکنش این گروه از مردان و ایجاد کمیپن مردان با حجاب، بازتابهای متعدد در رسانههای بینالمللی نیز داشت
بازداشت اول و دوم
وی اول بار پس از اعتراض به حضور محمود احمدینژاد در این دانشگاه و پس از آن چاپ نشریات جعلی دانشگاه در سال ۱۳۸۵ دستگیر و مدت ۱۵ ماه را در کنار چند دانشجوی دیگر در زندان بسر برد، گرچه در نهایت برخلاف نظر وزارت اطلاعات و دادستان تهران و مسئولان دانشگاه امیر کبیر از این اتهام تبرئه شدند.
وی بار دیگر پس از شرکت در مراسم سالگرد درگذشت مهدی بازرگان در مقابل حسینیه ارشاد دستگیر شد و ۱۱۵ روز را در بازداشت انفرادی در بندهای ۲۴۰ و ۲۰۹ زندان اوین گذراند با وثیقه ۲ میلیارد ریالی آزاد شد.
کمیته حقوق بشر انجمن اسلامی دانشگاه امیر کبیر پیرامون شکنجه دانشجویان طی بیانیهای اعلام کرد: «تجربه بازداشت دانشجویان دانشگاه پلی تکنیک در ادوار متعدد نشان دادهاست که در این دوران تمامی دانشجویان برای مدت طولانی در سلول انفردای بسر میبرند. آنها در تمامی ساعات شبانه روز تحت بازجوئیهای مداوم و حتی برای بیش از ۱۰ ساعت و تحت شدیدترین و غیرانسانیترین شکنجههای روحی و جسمی و شدیدترین توهینها از سوی بازجویان قرار میگیرند. میزان این شکنجهها و ضرب و شتمهای فیزیکی گاه به حدی است که دانشجویان در طول بازجوئی از حال رفته و بیهوش میشوند.»
بازداشت سوم پس از سخنرانی در روز دانشجو ۱۶ آذر ۱۳۸۸
او به منظور سخنرانی در ۱۶ آذر ۱۳۸۸ به تهران دعوت شد او در تجمع دانشجویی روز ۱۶ آذر دانشگاه امیرکبیر که در ادامه تظاهراتهای جنبش سبز در ایران برگزار شده بود، همراه عدهای از دانشجویان شرکت کرد.[پیوند مرده] این دانشجو که عکسش در بسیاری از تجمعات دانشجویی مخالف نظام به عنوان نماد «مقاومت جنبش دانشجویی» در میان تجمع کنندگان توزیع میشود، در طی یک سخنرانی به نقد مسئولین رده بالای حاکمیت و از جمله آیتالله علی خامنهای پرداخت.
وی هنگامی که به همراه برخی دیگر از دانشجویان قصد خروج از درب حافظ دانشگاه را داشت توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفت. ضرب شتم وی در خیابان به حدی شدید بود که موجب شوکه شدن عابران و رهگذران شد. مامواران پس از ان اقدام وی را به مکانی نا معلوم منتقل کردند.
برادر او علی توکلی در تاریخ ۲۶ آذر ۱۳۸۸ در مصاحبه با رادیو فردا ضمن تایید ضرب و شتم برادرش در خصوص نحوهٔ دستگیری برادرش گفت: «آن جور که شاهدان اظهار کردهاند و ما شنیدهایم گویا یک ون سفیدرنگ بدون پلاک و یک پژوی ۴۰۵ که پلاک دولتی داشتهاست آنها را تعقیب میکنند. سر چهار راه کالج به شدت آنها را میزنند و بعد هم با خودشان میبرند.»
مجید توکلی در ۳۰ دی ۱۳۸۸ از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی به جرم اجتماع و تبانی علیه نظام، تبلیغ علیه نظام، توهین به رهبری و توهین به ریاست جمهوری به هشت سال و شش ماه حبس تعزیری، ۵ سال محرومیت از فعالیت سیاسی و ۵ سال ممنوعیت از خروج از کشور محکوم شد.
در ۵ بهمن ۱۳۸۸ توکلی هنگامی که در سلول انفرادی نگهداری میشده، در اعتراض به رأی صادر شده در دادگاه اولیه، دفاعیهای خطاب به قاضی دادگاه مینویسد و توضیحاتی درباره اتهامهای وارد شده به خودش ارائه میکند. او خواستار لغو حبس در سلول انفرادی و پایاندادن به فشارها و دیدار با وکلایش بوده و به محرومیت خویش از داشتن وکیل اشاره کردهاستخانواده مجید توکلی در نامهای به دبیرکل سازمان ملل خواهان رسیدگی سریع و اعزام بازرسین برای بررسی وضعیت او شدند.
کمپین من مجید هستم
یک روز پس از دستگیری وی خبرگزاری فارس با انتشار عکسی از مجید توکلی با چادر و مقنعه پرداخت و مدعی شد که او با لباس مبدل قصد فرار داشتهاست. در کنار این عکس تصویری از ابولحسن بنی صدر که با لباس زنانه از ایران رفته بود نیز منتشر گردید.
عدهای از فعالان سیاسی با اشاره به نحوه ساخت این عکس و همچنین عکس جعلی بنی صدر آن را اقدامی مضحک از سوی این خبرگزاری برای تحقیر توکلی دانستند. روزنامه آفتاب یزد هم این عکس را جعلی دانسته و پیرامون چنین اقداماتی به قوه قضائیه هشدار دادهاست] برخی از فعالان سیاسی نیز احتمال میدهند که بازجویان برای تحقیر توکلی پس از دستگیری وی را وادار به پوشیدن لباس زنانه و عکس برداری از وی کرده باشند.
اما این اقدام بر خلاف تصور اولیه دستگاههای امنیتی منجر به به راه افتادن موجی از انتقاد به حجاب اجباری زنان و همچنین حمایت همزمان از مجید توکلی شد.
در همین ارتباط صدها نفر از مردان اقدام به پوشیدن چادر یا روسری و انتشار عکس خود در فضای مجازی کردند.[۲][۱۷]
سایت ایرانیان نیز اقدام به ایجاد بخشی برای انتشار تصاویر مردان با حجاب کرد. اقدام دستگاههای امنیتی و تبلیغاتی جمهوری اسلامی علیه مجید توکلی و همچنن واکنش این گروه از مردان و ایجاد کمیپن مردان با حجاب، بازتابهای متعدد در رسانههای بینالمللی نیز داشت
Sunday, October 20, 2013
اوین - سال 1364 عکاس: جین گائومی (جین گائومی این عکس را به اشتباه در وبسایت شخصی اش تحت عنوان اسرای جنگ عراق در خیاطخانه بازداشتگاه اوین به ثبت رسانده است!!
اوین
- سال 1364 عکاس: جین گائومی (جین گائومی این عکس را به اشتباه در وبسایت
شخصی اش تحت عنوان اسرای جنگ عراق در خیاطخانه بازداشتگاه اوین به ثبت
رسانده است!!)
اوین یکی از زندانهای ایران و در منطقهٔ اوین درکه در منطقهٔ سعادت آباد تهران قرار دارد. ساخت این زندان در زمینی به وسعت ۴۳ هکتار از دهه ۱۳۴۰ آغاز گردید و در سال ۱۳۵۰ افتتاح شد. زندان اوین رسماً عنوان بازداشتگاه موقت را دارد که این دوران موقت ممکن است سالها بطول انجامد.
زمینی که در آن زندان اوین ساخته شدهاست، سابقا خانه سید ضیاءالدین طباطبایی، روزنامهنگار و نخستوزیر ایران بود.
پیش از انقلاب اسلامی ایران، اوین مستقیماً توسط ساواک اداره میگردید.
برخی از بندهای این زندان زیر نظر قوه قضائیه جمهوری اسلامی ایران نبوده و توسط سایر نهادها اداره میگردد. برای مثال بندهای ۲۰۹ و ۲۴۰ این زندان که دارای سلولهای انفرادی و چند نفره (موسوم به سوئیت) میباشد در اختیار وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران بوده و بند ۲الف آن زیر نظر سازمان اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی میباشد. طبق گزارشات زندانیان ضرب وشتم و شکنجه و استفاده از شوک جز عادیترین اعمال در بند 2 الف محسوب میشود.
تردد و حضور زندانیان سیاسی خارج از سلولها فقط با داشتن چشمبند ممکن است.
هیچ شخصی غیر از پرسنل و متهمین، حتا عالی رتبهترین مقامات حق ورود به محدوده بازداشتگاه ۲۰۹ وزارت اطلاعات را ندارند. اکثر متولیان امور بازداشتیها بالای 55 سال سن دارند و دارای نسبتهای فامیلی باهم هستند.
بندهای هفت و هشت زندان اوین معمولاً به زندانیان با جرایم مالی اختصاص دارند. این بندها به با کیفیتترین بندهای زندان در کشور معروف هستند.
بند ۳۵۰ (بند امنیتی یا کارگری) از بندهای عمومی اوین و زیر نظر قوه قضائیهاست که در گذشته بخش ۳ نامیده میشدهاست.
بند 325 و 500 الف ویژه روحانیت است.
اعدام زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷ واقعهای بود که تعداد کثیری از زندانیان سیاسی در زندانهای نظام جمهوری اسلامی ایران، مخصوصاً زندان اوین و همچنین در زندانهای سراسر ایران در ماههای مرداد و شهریور ۱۳۶۷ اعدام شدند.
زندانیان سیاسی آن زمان تهران در زندانهای اوین و گوهردشت نگهداری میشدند و پس از حکم آیت الله خمینی، مبنی بر اعدام «مرتدین»، «ملحدین» و «دشمنان قسم خورده نظام جمهوری اسلامی» اعدامها در سطحی وسیعی در زندانهای اوین و گوهردشت و دیگر زندانهای شهرهای دیگر ایران به مرحله اجرا گذاشته شد.
اعتراض آیت الله منتظری به اعدامهای تابستان ۶۷ منجر به عزل و تبعید خانگی وی شد. وی درآن زمان قائم مقام روحالله خمینی، رهبر وقت جمهوری اسلامی ایران بود.
لینک وبسایت عکاس:
http:// www.magnumphotos.com/ C.aspx?VP3=SearchDetail&VBI D=2K1HZSG2TH9I&PN=20&IID=2 S5RYD1ZYJ36
اوین یکی از زندانهای ایران و در منطقهٔ اوین درکه در منطقهٔ سعادت آباد تهران قرار دارد. ساخت این زندان در زمینی به وسعت ۴۳ هکتار از دهه ۱۳۴۰ آغاز گردید و در سال ۱۳۵۰ افتتاح شد. زندان اوین رسماً عنوان بازداشتگاه موقت را دارد که این دوران موقت ممکن است سالها بطول انجامد.
زمینی که در آن زندان اوین ساخته شدهاست، سابقا خانه سید ضیاءالدین طباطبایی، روزنامهنگار و نخستوزیر ایران بود.
پیش از انقلاب اسلامی ایران، اوین مستقیماً توسط ساواک اداره میگردید.
برخی از بندهای این زندان زیر نظر قوه قضائیه جمهوری اسلامی ایران نبوده و توسط سایر نهادها اداره میگردد. برای مثال بندهای ۲۰۹ و ۲۴۰ این زندان که دارای سلولهای انفرادی و چند نفره (موسوم به سوئیت) میباشد در اختیار وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران بوده و بند ۲الف آن زیر نظر سازمان اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی میباشد. طبق گزارشات زندانیان ضرب وشتم و شکنجه و استفاده از شوک جز عادیترین اعمال در بند 2 الف محسوب میشود.
تردد و حضور زندانیان سیاسی خارج از سلولها فقط با داشتن چشمبند ممکن است.
هیچ شخصی غیر از پرسنل و متهمین، حتا عالی رتبهترین مقامات حق ورود به محدوده بازداشتگاه ۲۰۹ وزارت اطلاعات را ندارند. اکثر متولیان امور بازداشتیها بالای 55 سال سن دارند و دارای نسبتهای فامیلی باهم هستند.
بندهای هفت و هشت زندان اوین معمولاً به زندانیان با جرایم مالی اختصاص دارند. این بندها به با کیفیتترین بندهای زندان در کشور معروف هستند.
بند ۳۵۰ (بند امنیتی یا کارگری) از بندهای عمومی اوین و زیر نظر قوه قضائیهاست که در گذشته بخش ۳ نامیده میشدهاست.
بند 325 و 500 الف ویژه روحانیت است.
اعدام زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷ واقعهای بود که تعداد کثیری از زندانیان سیاسی در زندانهای نظام جمهوری اسلامی ایران، مخصوصاً زندان اوین و همچنین در زندانهای سراسر ایران در ماههای مرداد و شهریور ۱۳۶۷ اعدام شدند.
زندانیان سیاسی آن زمان تهران در زندانهای اوین و گوهردشت نگهداری میشدند و پس از حکم آیت الله خمینی، مبنی بر اعدام «مرتدین»، «ملحدین» و «دشمنان قسم خورده نظام جمهوری اسلامی» اعدامها در سطحی وسیعی در زندانهای اوین و گوهردشت و دیگر زندانهای شهرهای دیگر ایران به مرحله اجرا گذاشته شد.
اعتراض آیت الله منتظری به اعدامهای تابستان ۶۷ منجر به عزل و تبعید خانگی وی شد. وی درآن زمان قائم مقام روحالله خمینی، رهبر وقت جمهوری اسلامی ایران بود.
لینک وبسایت عکاس:
http://
Saturday, October 19, 2013
خبرنگار پیشکسوت دنیای ورزش مسافرکشی می کند..!
در روزگاری که قراردادهای میلیاردی برای فوتبالیستها یک دستمزد معمولی محسوب می شود و در دورانی که هر روز شاهد حضور چهرههای غیرورزشی و غیرفوتبالی به عنوان مدیر در عرصه ورزش و فوتبال هستیم.
و در عصری که ارزشهای اخلاقی فقط شعار هستند و در عمل کمتر خبری از آن هست و ورزشیها مدام در مصاحبههایشان دیگران را تخریب میکنند. گپ زدن با یک روزنامه نگار پیشکسوت که زمانی هم فوتبالیست بوده میتواند تنفسی در این هوای نه چندان پاک، محسوب شود.
به گزارش مشرق، این روزها گاهی اوقات یادمان میافتد آدمهایی هم هستند که برای این فوتبال زحمت کشیدهاند، آدمهایی که کمتر کسی به یادشان میافتد اینکه چه بودهاند و برای ورزش و رسانهها در حد توان خودشان چه کردهاند.
محمد رزمجو یکی از این آدمهاست. خبرنگار پیشکسوت و دبیر سابق مجله معتبر و قدیمی دنیای ورزش که اکنون دیگر کمتر از او خبری میبینیم و میشنویم.
او در گوشهای از این کشور بزرگ و پهناور بدون هیچ جنجالی و با تکیه بر بازوان خویش روزی خود و خانوادهاش را درمیآورد.
با دنده عوض کردن و چرخاندن فرمان تاکسی سفید - نارنجی قدیمیاش. حتی دیدن تاکسی پیکانش هم آدم را به روزگار دور میبرد.
رزمجو یکی از پیشکسوتان روزنامهنگاری که اکنون با غیرت و شرافت و مردانگی راننده تاکسی شده و نان خود و خانوادهاش را درمیآورد تا منت کسی را نکشد. شاید این سرنوشت تلخ اغلب روزنامهنگارانی باشد که عمری با عزت و شرف زندگی میکنند و از آلودگیها دوری میجویند!
Subscribe to:
Comments (Atom)











