Saturday, March 19, 2011

Confession of Mehdi Hashemi Under Torture Part [13] of 19 The tale of Hashemi Vs. Fallahian --- Wanted Arrest warrent for Iran's former security chief December 15, 2004 ---- In April 1997, a German court sentenced five men for the September 1992 killings of three leaders of the Kurdistan Democra

A shocking and vitriolic display of hate against Muslims in Orange County , CA

برای سال جدید گوشت خریده‌ای؟


«‌شما شکم‌تان سیر است که این حرف‌ها رو می‌زنید. یک قدم بیایید جنوب شهر‌، حول و حوش قلعه مرغی، خانی آباد، مثل ما زیادند. گوشت که سهل است نان هم ندارند بخورند.» «من تا بحال ماهی نخورده‌ام. مادرم همیشه از سبزی پلو ماهی شب عید برایمان گفته اما هیچ وقت نشده که سبزی پلو بخوریم.»
«دیگه غر نزن. نداریم. نیست. می‌فهمی؟»
سرچشمه تهران، شلوغ است و مردم ماهی می‌خرند و به خانه می‌برند. ایستاده‌ام منتظر که جعفر ماهی فروش مورد اعتمادم ماهی سفیدی را که برایم کنار گذاشته بگیرم و بروم خانه. دخترک پا می‌کوبد و زن دستش را می‌کشد.«نداریم. پول نداریم ماهی بخرم.»
چشمانم روی صورت زن درجا می‌زند.او رنگ پریده و درمانده است. انگار سال‌هاست چیزی نخورده است. دست دخترش را می‌کشد و دختر بچه زار می‌زند
جلو می‌روم .خودم را خبرنگار معرفی می‌کنم. زن چادرش را می‌کشد توی صورتش و می‌گوید:«فرمایش؟»
«چند وقت است گوشت نخورده‌اید؟» این را بدون هیچ مقدمه و موخره‌ای می‌گویم. زن سعی می‌کند از جلویم رد شود. بعد ناگهان برمی‌گردد و می‌گوید:« شش ماه است. آخرین بارهم خانه زنی گوشت خوردم که خانه شان کار می‌کردم.
«حتی برای عید نوروز گوشت نخریده‌اید؟ خوراکی‌های عید چی؟»
«شما شکم‌تان سیر است که این حرف‌ها رو می‌زنید. یک قدم بیایید جنوب شهر، حول و حوش قلعه مرغی، خانی آباد، مثل ما زیادند. گوشت که سهل است نان هم ندارند بخورند.»
مرد ده تا ماهی سفید می‌گیرد. دست در جیبش می‌کند و پنج هزاری‌ها را می‌دهد به جعفر آقا. «حاجی سال خوبی داشته باشی. به حاج خانم هم سلام برسون. ان شالله همیشه با برکت باشه سفره‌ات.»
حاجی دستی به ته ریشش می‌زند و می‌گوید:«‌در پناه حق باشی»
از جعفرآقا می‌پرسم:«‌این حاجی کی بود؟» جعفرآقا می‌گه:«‌یکی از معاون شهرداری منطقه دوازده است.» نمی‌شناسیش؟ خیلی وضعشون توپه. با این سپاهی‌ها هم کار می‌کنه و کار و بار تجارتش بد نیست.
ماهی سفیدم را از جعفر آقا می‌گیرم. دو کیلو ماهی می‌شود سی هزار تومن. باورم نمی‌شود. برای من که از طبقه متوسط جامعه هستم این مبلغ زیاد است. چه برسد به زنی که دست دختر خود را می‌کشید و سرش داد می‌کشید
عذاب وجدان گرفته‌ام. سوار ماشین می‌شوم و به سمت محله قلعه مرغی می‌روم. حال و هوای  شمال تهران و تجریش در این کوچه خیابان‌ها نیست. بعضی جاها، تشت‌های قرمز ماهی قرمز‌ها و ماهی سیاه‌ها است. مردم مثل شمال شهر با سرعت از این سو به آن سو نمی‌روند. مجید تورش را در تشت قرمز می‌اندازد و یک ماهی سرخ برای پسری هفت هشت ساله می‌گیرد.«چند ساله‌ای پسر جان؟»
«هشت ساله.»
«سبزی پلو ماهی می‌خورید؟» این را که می‌پرسم انگار سوالی غریب پرسیده‌ام.
«من تا بحال ماهی نخورده‌ام. مادرم همیشه از سبزی پلو ماهی شب عید برایمان گفته اما هیچ وقت نشده که سبزی پلو بخوریم.»
می‌پرسم: «پدرت چه کاره است؟»
پدرم کارگر کارخانه است. امسال حقوقش سه ماهی است عقب افتاده. اوضاع خوبی نیست. مادرم هم  دست راستش دیگه کار نمی‌کند و در بستر افتاده‌است و من ‌بجایش عصرها بعد از مدرسه آدامس می‌فروشم.»
«عید برایت چه معنایی دارد؟»
«گاهی چند تا اسکناس قرمز پانصد تومانی عیدی. همین بقیه‌اش غر و اندوه و دعوای مادر و پدرم است. همش اینکه ما نداریم. که فقیریم و لباس نو برایمان نیست.»
«ماهی که سهل است ما مدت‌هاست گوشت آشغال هم نخوردیم‌. دلتان خوش است شما سر سال نویی ازاین سوال‌ها می‌پرسید. شکم بچه‌های غریبه سیر باشد شکم بچه‌های ایران چه ارزشی دارد.»
این را مردی می‌گوید که بساطش را چیده و در حال فروش تخم مرغ رنگ کرده است. «‌اینها را زنم رنگ کرده. می‌دانم که قیمیتی ندارد‌. اما خب یه پولی می‌شود برای شکم بچه‌هایم»
سال به زودی نو می‌شود. فقر اما روز به روز بیشترمی‌شود و تعداد بیکاران، زیادتر. در میان همهمه آجیل و شکلات و خوراکی و عیدی و سبزی پلو ماهی کودکان کار و خیابان، کارگرانی که ماه‌هاست حقوق نگرفته‌اند. خانواده‌های بی‌سرپرست و...اما هیچ تعریف مشخص و شادی از نوروز و عید ندارند. آنها در همان تعابیر ساده و همان غذاهای خالی از رنگ و طعم سال نو را آغاز خواهد کرد.

Tuesday, March 15, 2011

2 به اسم کهریزک

آتش زدن موتور مزدوران در چهارشنبه سوری در سنندج.

Basiji forces motor bikes attack people

چهار شنبه سوری ١٣٨٩ مبارک، بن علی، نوبت سید علی

نازنین خسروانی آزاد شد


تحول سبز: نازنین خسروانی از روزنامه نگاران اصلاح طلب با صدور قرار وثیقه۶۰۰ میلیون تومانی از زندان آزاد شد.
به گزارش خبرنگار تحول سبز، صبح امروز بعد از موافقت مراجع قضایی برای صدور مجدد قرار وثیقه برای نازنین خسروانی و بعد از تامین و سپردن آن نزد مراجع قضایی نامه آزادی وی صادر و پس از تحویل آن به مسئولین زندان اوین وی از زندان آزاد شد.
گفتنی ست، طی ماه های گذشته طی دو نوبت برای ایشان قرار وثیقه صادرشده بود که هر دو نوبت بنا به تشخیص مسئولین قضایی قرار ها لغو و قراربازداشت او تمدید شده بود.
نازنین خسروانی از روزنامه نگاران اصلاح طلب است که با روزنامه های نوروز، بهار، دوران امروز، کارگزاران، سرمایه و خبرگزاری آفتاب همکاری داشته است. وی در۱۲ آبان ماه توسط نیروهای اطلاعات بازداشت شده بود و طی این مدت در بند ۲۰۹ زندان اوین تحت بازجویی بوده است.
به دنبال حوادث دهمین انتخابات ریاست جمهوری در ایران تعداد زیادی از روزنامه نگاران بازداشت شدند که تعدادی از آنها پس از چند ماه حبس آزاد شدند ولی برای برخی از آنها احکام سنگین زندان، تبعید و محرومیت از فعالیت های سیاسی و اجتماعی صادر شد

درگیری پلیس با مردم نبردی تن به تن در چهارشنبه سوری تهران هفت حوض

Street clashes with regime's forces 4shanbe-Suri March 15, 2011

Iran - Shiraz 15 March 2011 - NO to libanon, NO to Gaza, My life only for Iran

Tehran, My Love ................XOXOXO

Heavy Security presence on Tuesday's traditional fire festival in Tehran

CHAHAR-SHANBEH SOORI چهارشنبه‌ سوری , March 15 , 2011

Monday, March 14, 2011

Parazit , March 2011

ایت الله مطهری چهارشنبه سوری و نوروز

چهارشنبه سوری چیست؟



واژه سوری در ادب پارسی به معنای شادی و خوشحالی توام با سور و سرور است و در نتیجه جشن چهارشنبه سوری جشنی است باستانی که مراسم این جشن از دیرباز تا روزگار ما طی تشریفات ویژه سنتی در نزد بسیاری از پارسی زبانان در آخرین شب چهارشنبه سال کهنه یعنی سه شنبه شب بر گستره سرزمینهای پهناور پارسی زبانان برپا می‌شود.
در مورد واژه «شنبه» لزوماً یادآور می‌شوم که خاستگاه و منشاء این واژه از ادبیات ملت باستانی قوم بابل است که در دوران باستان بنیانگزار دانش نجوم و ستاره‌شناسی بوده‌اند و دانشوران این قوم روزهای سال را به سیصد و شصت و پنج روز و دوازده ماه تقسیم کردند ازاینرو واژه شنبه در تاریخ ادب پارسی واژه‌ای وارداتی است در مورد واژه «سوری» در تاریخ و ادب پارسی از جمله حافظ شیراز زی [۲] می‌سراید:
غنچه گلبن وصلم ز نسیمش بشکفت
مرغ خوشخوان طرب از برگ گل سوری کرد
باتوجه به اینکه روز چهارشنبه یا بقول اعراب یوم الارباع نزد اعراب روز شوم و نحس خوانده می‌شد، شک نیست که تقارن روز مشخص آتش افروزی یا جشن (چهارشنبه) سوری در آخرین سه شنبه شب یا شب چهارشنبه سال کهن پس از دوران پذیرش آئین اسلام زیر تاثیر پندار اعراب ازسوی ایرانیان شب چهارشنبه سنت متداول جشن چهارشنبه سوری ویژگی یافت. دراین مقوله جا حظ بصری نیزدرکتاب المحاسن و الاضداد روز چهارشنبه را روز شوم و نحس خوانده و ایرانیان هم بعد‌ها دراین عقیده با اعراب هم داستان شدند و دراین رابطه منوچهری دامغانی [۳] می‌سراید:
چهارشنبه که روز بلا است با ده بخور [۴] بساتکینی [۵] خورتا به عافیت گذرد
در ایران باستان باده گساری با ساتکینی یا پیاله بزرگ سنتی ناشی از شادمانی ایرانیان در جشن پیش از نوروز بوده چنانچه در اینرابطه فرخی سیستانی نیز می‌سراید:
روز نوروز است امروز سر سال است
بساتکینی خور و از دست قدح مفکن

چهارشنبه سوری؛ دهن کجی به فتوای خامنه ای در مدارس

مردم ژاپن سال گذشته از مردم ایران حمایت کردند ، حال ما باید آز آنان حمایت کنیم